مرغ همسایه ؟

به نوشته قبلی وبلاگ یا ( نامه آقای احمدی نژاد به دیه گو مارادونا و پاسخ طنز ساختگی خبرگزاری های داخلی به ایشان )مجدداً مراجعه کنید .

آیا آقای مارادونا ( با آن چهره منفی شناخته شده ) هنگام مراجعه به سفارت ایران و اهدای پیراهن ورزشی بدنبال مطرح کردن خودش و مجددا چهره خبری شدن نیست ؟ و آیا اینکه رئیس جمهور کشوری با پشتوانه های قوی مردمی و پیشینه تاریخی و فرهنگی و حجم بسیار بالای کارها و وظایف محوله برای نامه نگاری به چنین فردی وقت می گذارد اقدامی منطقی است یا نه ؟

به زمانی حدود یکسال قبل بر گردیم . در اعتراض به عدم تصویب قانونی که سالها وعده تصویب اش به معلمان داده شده بود ؛ این شریف ترین افراد جامعه ناگزیر به اعتراض و حضور در مقابل خانه خودشان شدند و فریاد عدالت سر دادند . اینکه چه پاسخ شنیدند و چه دیدند و ..... را همه می دانیم . روز سیاه 23 اسفند هم از حافظه تاریخی معلمان پاک نخواهد شد . ده روزی پس از آن ماجرا هنگامی که معلمان معترض در سلول های انفرادی بازداشت بودند سربازان متجاوز انگلیسی به آبهای خلیج فارس تجاوز کردند . دستگیری ایشان توسط فرزندان رشید این آب وخاک و همچنین پذیرائی محترمانه از ایشان و ارائه خدمات رفاهی و ورزشی و تفریحی را نیز در تصاویر تلویزیونی دیده ایم . مراسم بدرقه و بسته های سوغاتی اهدائی به ایشان که با حضور رئیس محترم جمهور انجام شد را نیز در یاد داریم .

حال این سئوال در ذهن متبادر می شود که چطور رئیس محترم جمهوری که ما به امید بهتر شدن اوضاع فرهنگ و فرهنگیان به ایشان رای دادیم چگونه برای همه مادرند و برای همکاران شان  ...........    . ( که ایشان نیز خود را معلم می دانند ) آیا معلمان این مرز و بوم شایستگی و لیاقت این را نداشته و ندارند که رئیس جمهورشان ساعتی با ایشان به گفتگو می نشست و یا پاسخ نامه ای از نامه های بی شمار ایشان را می داد ؟ آیا خاطره روزنامه ها و رسانه های ارتباط جمعی در یاد دارند که رئیس جمهور نمایندگان کانون های صنفی معلمان را به حضور پذیرفته و با ایشان به گفتمان نشسته باشد ؟

این مطالب را از سر استیصال و نا امیدی نمی نویسم . بلکه از الان در انتظار روزهای شیرین هفته دوم اردیبهشت و شنیدن جملات و کلمات باور نکردنی مسئولان خطاب به معلمان هستم . فقط در این فکرم که :

دم خروس یا قسم حضرت عباس ؟؟؟