توضیحات روایط عمومی وزارتخانه پیرامون یک مطلب

توضیحات روایط عمومی وزارتخانه پیرامون یک مطلب

توضیحات روایط عمومی وزارتخانه پیرامون یک مطلب

در تاریخ 16 فروردین سال جاری در این وبلاگ مطلبی با نام « کمترین سرمایه گزاری در آموزش و پرورش ایران  » به نقل از سایت جزیره دانش درج شده است .

از طرف جناب آقای حسین زاده حسین  - مديركل محترم روابط عمومي وزارتخانه ایمیلی برای اینجانب ارسال شده که به همراه پاسخ ارسالی تقدیم می گردد .

 

***

   مسوول محترم وبلاگ فرهنگ نامه                                   2-2326-156

13-3-87

با سلام

در خصوص مطلب مندرج در آن وبلاگ مبنی بر کمترین سرمایه‌گذاری آموزش و پرورش ایران مورخ 20/1/87 به استحضار می رساند:

1- خبر مندرج در آن وبلاگ كه به نقل از سايت موسسه آمار يونسكو است آمارهاي مربوط به  سال 2004 را منعكس مي‌كند.

2- تيتر خبر  مندرج در آن وبلاگ با محتواي خبر تطابق ندارد و در بدو امر اين شائبه را توليد مي‌كند كه ايران در ميان ساير كشورهاي جهان، كمترين سرمايه‌گذاري در آموزش و پرورش را دارد در حالي كه با مراجعه به متن خبر همان وبلاگ، مشخص مي شود چنين برداشتي درست نيست. اگر بخواهيم صرفاً بر اساس متن خبر يونسكو، كشورها را از نظر ميزان سرمايه‌گذاري در آموزش و پرورش طبقه‌بندي كنيم به نتيجه‌گيری زیر می‌رسیم:

الف- كشورهاي آمريكاي شمالي و اروپاي غربي : 10 درصد جمعيت سن مدرسه جهان را دارند اما نزديك به 50 درصد منابع آموزشي عمومي جهان را در اختيار دارند.

ب- كشورهاي آسياي جنوب شرقي و اقيانوسيه: 29 در صد جمعيت سن مدرسه جهان را دارند ولي 18 درصد منابع آموش عمومي جهان را در اختيار دارند.

ج - كشورهاي حوزه كارائيب و آمريكاي لاتين: 9 در صد جمعيت سن مدرسه را دارند اما 8 درصد منابع آموزش عمومي جهان را در اختيار دارند.

د - كشورهاي غرب وجنوب آسيا ( كه ايران در اين دسته قرار دارد): 28 در صد جمعيت سن مدرسه را دارند اما 7 درصد منابع آموزش عمومي جهان را در اختيار دارند.

ه - كشور آفريقاي كامرون، چاد و ....: 15 درصد جمعيت سن مدرسه جهان را دارند اما فقط 4/2 درصد منابع آموزش عمومي جهان را در اختيار دارند.

3- نگارنده، مقدار متوسط شاخص هزينه هاي دولتي آموزش در 9 كشور جنوب وغرب آسيا را مبنا قرار داده و آن را به تك تك كشورهاي زير مجموعه تعميم داده است.بديهي است تعميم مقدار متوسط به تك‌تك اجزا يك مجموعه خطا است.

در اين ميان جمهوري اسلامي بيشترين سهم از مخارج آموزش دولتي را دارا بوده ( 8/22 ) و از لحاظ نسبت هزينه آموزش به توليد خالص، در مقام دوم قرار دارد.

4-  مقايسه اطلاعات مندرج در جداول فوق نشان ميدهد خبر منتشر شده در وبلاگ فرهنگنامه، صحيح نيست.ولي ملاحظات فراواني در ارتباط با مطالعه تطبيقي شاخص هايي از اين قبيل وجود دارد كه به برخي از آنها اشاره مي شود.سهم هزينه هاي دولتي آموزش از GNP  در جمهوري اسلامي ايران 7/4 در صد است كه تقريبا مشابه با سهم كشورهاي توسعه يافته اي از قبيل آلمان ( 6/4 ) و اسپانيا (3/4 ) است ..

بنابراين اگر چه از لحاظ مقدار شاخص، تفاوت زيادي بين كشورهاي فوق وجود ندارد اما بايد در نظر داشت كه توليد ناخالص داخلي كشورهاي پيشرفته، چندين برابر رقم مشابه در ايران است و لذا ميزان منابع در دسترس از بابت سهم از GDP با يكديگر قابل مقايسه  نيستند. اختصاص يك سهم 3/4  در صدي از اسپانيا حجم بسيار بيشتري از منابع براي تامين هزينه هاي آموزش و پرورش نسبت به سهم 7/4 درصدي كشور ما ايجاد مي كند.مثال ديگر به سهم آموزش از كل مخارج دولت مربوط مي شود.در اين مورد نيز تفاوت هاي عمده اي وجود دارد.ميزان توسعه آموزش عالي مي تواند در بين كشورهاي مختلف باشد و از سوي ديگر تفاوت در قيمت استفاده از خدمات اموزش عالي در ميان كشورها مي تواند قابليت مقايسه ساده ميان شاخص هاي مذكور را با ترديد روبه رو كند.

علاوه بر اين نرخ هاي متفاوت جمعيت در سن تحصيل در ميان كشورها و نيز تعاريف گوناگوني كه از دوره و سطوح آموزش در ميان آنها وجود دارد و نيز چگونگي گردآوري اطلاعات به ويژه از بابت ميزان دقت آن جملگي بر رعايت جانب احتياط در مقايسه شاخص هايي از اين قبيل تاكيد مي كند.

اندازه متفاوت دولت و حجم وظايف مختلفي كه بر عهده مي گيرد سبب مي شود كه مخارج دولتها فاصله زيادي از يكيديگر داشته باشد و قابليت مقايسه بين المللي سهم آموزش از مخارج دولتي را دشوار سازد. از آنجا كه مقايسه چنين شاخص هايي نهايتا به مبحث كفايت منابع براي آموزش منتهي مي شود، بايد توجه كرد كه كفايت منابع متاثر از ميزان نيازهاي آموزشي است.ميزان نيازهاي آموزشي نيز متاثر از عواملي چون جمعيت و جمعيت در سن تحصيلي، عناصر فرهنگي اجتماعي، مقررات و ... است كه تعيين ميزان ويژه و مشابه از منابع براي تمامي كشورها را دشوار مي سازد.

5-  نكته مهم ديگري كه بايد به آن توجه داشت كه در گزارش يونسكو، جمعيت سن مدرسه (SCHOOL - AGE  POPULATION ) به عنوان شاخص اصلي ذكر شده كه در  خبر وبلاگ فرهنگنامه اين اصطلاح به دانش آموز ترجمه شده، حال آنكه جمعيت سن مدرسه به كساني گفته مي شود كه از نظر سن تقويمي مي توانند وارد مدرسه شوند، ولي ممكن است اين اتفاق عملا نيفتاده باشد.

6-  بررسي خبر يونسكو نشان مي هد كه آموزش عالي  (education  higher ) و دانشگاهها نيز در طبقه‌بندي مذكور لحاظ شده اند و اين گزارش، مربوط به كل نظام آموشي كشورها (آموزش عمومي، متوسطه وعالي ) است و منحصر به آموزش و پرورش عمومي ومتوسطه نيست.

خواهشمند است به منظور تنویر افکار عمومی اقدام مقتضی نسبت به درج جوابیه فوق در آن وبلاگ اقدام لازم صورت پذیرد.

حسين   زاده‌‌حسين -  مديركل روابط عمومي

 

***

پاسخ ارسالی :

جناب زاده حسین مدیر کل محترم روابط عمومی

سلام و عرض احترام

اولا سپاس و تشکر از حسن توجه و دقتی که مبذول فرموده اید .

ثانیا مطلب مندرج به نقل از سایت جزیره دانش نقل شده ( که در انتهای موضوع نیز به عنوان منبع ذکر شده )

و ثالثا در همان سایت منبع را گزارش روابط عمومي سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي درس ذکر کرده است . پس ایرادات آماری مد نظر حضرتعالی پیش ازین که به موضوع مندرج دراین وبلاگ وارد باشد می بایستی به منابع اماری وزارت متبوع اموزش و پرورش منتقل شود .

ایکاش حضرتعالی و برادران عزیز آن واحد محترم به جهت تنویر افکار همکاران فرهنگی در همه زمینه ها دقت بیشتری داشتید . جسارتا  با وجودی که سال تحصیلی آخرین ثانیه های اش را طی می کند هنوز بخشی از ( حق التدریس + حق الزحمه + ..... ) مکررا وعده داده شده  همکاران پرداخت نشده است .

و این در شرایطی است که از بقال و چقال تا راننده تاکسی همه و همه مدعی بهبود وضع معیشت همکاران و دریافت مطالبات ایشان هستند .

قانون خدمات مدیریت کشوری و وعده های داده شده در جهت بهبود اوضاع معیشتی که ظاهرا به رحمت ایزدی پیوست .

انشالله ما و شما خود را در محضر خدائی ببینیم که هر چه هست ازوست و قدرت های دو روزه دنیا در مقابل اراده و خواست او هیچ است و پوچ .

منتظر ارشادات و اظهار نظرهای برادرانه تان خواهم بود .

من الله توفبق

    249 مدرسه استيجاري در تهران

 

249 مدرسه استيجاري در تهران

 

سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصيلي 87 ـ 86، داراي  31703   اتاق كلاس در قالب 2925  ساختمان است.

سازمان آموزش و پرورش شهر تهران داراي  :

·        2355 ساختمان دولتي

·         283  ساختمان استيجاري

·         207  ساختمان وقفي واگذاري و

·        81    ساختمان نيز ساير موارد است.

و در شهر تهران:

·        2101 مدرسه دولتي

·         249  مدرسه استيجاري و

·         197  مدرسه وقفي واگذاري است.

بيش‌ترين ساختمان‌هاي استيجاري با :

·        36  ساختمان در منطقه 10

·         33 ساختمان در منطقه 11 و

·         30 ساختمان در منطقه 4 است.

·        ضمن اين‌كه مناطق 18 و 19 نيز كم‌ترين ساختمان‌هاي استيجاري را دارا هستند.

در شهر تهران:

·        811 دبستان

·         502 مدرسه دوره راهنمايي

·         646 مدرسه دوره متوسطه

·         72 پيش‌دانشگاهي

·         70 كودكستان

·         184 ساختمان اداري و 70

·         مدرسه استثنايي، دولتي هستند.

مدارس و ساختمان های استيجاري:

·        128 دبستان

·         64 مدرسه دوره راهنمايي

·         46 مدرسه دوره متوسطه

·         13 پيش‌دانشگاهي

·         13 كودكستان

·         11 ساختمان اداري

·         8 مدرسه استثنايي

مدارس و ساختمان های وقفي واگذاري:

·        95 دبستان

·         49 مدرسه دوره راهنمايي

·         40 مدرسه دوره متوسطه

·         8 پيش‌دانشگاهي

·         3 كودكستان

·         7 ساختمان اداري و

·        5 مدرسه استثنايي

منبع : عصر ایران 24 خرداد

کدامیک خائن اند ؟

کدامیک خائن اند ؟

 

در طول سالهای خدمت بارها و بارها شنیده ایم که : تاخیر و یا غیبت یک معلم علاوه بر ایجاد بی نظمی در محیط مدرسه ، خیانت در حق دانش آموزان است . برخی مدیران و مسئولین را نیز دیده ایم که در صورت تاخیر 10 دقیقه ای یک معلم ضمن اعتراض جدی و برخوردهای تند ( که گاه در حضور دانش آموزان انجام می شود ) تعداد دانش آموزان مثلا 35 نفر را در تاخیر 10 دقیقه ای ضرب کرده و بعد می فرمایند شما امروز 350 دقیقه در حق دانش آموزان خیانت کردی و ............  .

حال به متن خلاصه شده خبری از سایت نواندیش توجه کنید که نطق نماینده تفت و میبد در مجلس است :

·    چگونه ممكن است مجلس كه مدعي نظارت بر همه دستگاه‌ها در جهت اصلاح آنهاست، خود مورد هيچگونه نظارتي نباشد؟ آيا تعجب‌آور نيست كه بالاترين جايگاه نظام، تحت نظارت جمعي از فقهاي عادل، در مجلس خبرگان قرار گيرد ولي بر نماينده مجلس، هيچگونه نظارت قانونمندي وجود نداشته باشد؟

·    فقدان نظم و انضباط ، يكي از مشكلاتي است كه مجلس را به شدت تضعيف كرده است، اين مشكل حتي در مجلس هفتم كه آمده بود تا اين عيب را برطرف كند، به نحو خجالت‌آوري وجود داشت.

·     در 44 ماه از آن دوره، مجموعا  3265  مورد غيبت و  6664  تاخير ديده مي‌شود كه موجب 114 ساعت تاخير در شروع جلسات شد كه طبق محاسبه، خسارت ناشي از آن بالغ بر 206 ميليارد تومان ‌شد.

·    مجلسي كه برای بعضي كارهاي جزيي همانند تغيير ساعت (به دليل خسارت به بيت‌المال) دقت زيادي صرف مي‌كند ، آيا زشت نيست كه خود چند برابر خسارت بزند؟

·        اگر غيبت‌ها و تاخيرهايي كه به عنوان مرخصي تلقي شده اضافه كنيم، وضعيت وحشتناك‌تر نيز مي‌شود.

·    نماينده‌اي كه وظيفه وكالت مردم را به عهده گرفته است چرا گاهي بعضي مسئوليت و مشغوليت‌هاي ديگر به عهده مي‌گيرد؟ چرا بايد به تدريس يا تحصيل مشغول باشد؟

·    چرا بعضي نماينده‌ها در طي 4 سال مداركي مي‌گيرند كه اگر وكيل نبودند، گاهي بايد چند برابر آن وقت صرف مي‌كردند تا آن مدرك را بگيرند.

+++++++

و اینها در شرایطی است که :

1.     بسیاری از پروژه های حیاتی کشور بدلیل نبود بوجه سالها و سالها در انتظار می ماند .

2.  پاسخ همیشگی ارائه شده به درخواستها و اعتراضات اقشار مختلف جامعه (معلمان  - کارگران – پرستاران و ..... ) فقدان بودجه است .

3.     این مبلغ معادل با سرانه (تا کنون پرداخت نشده) چندین هزار مدرسه در سطح کشور است .

4.  اینها همان نمایندگانی هستند که شعارشان در زمان انتخابات مجلس عدالت و مردم محوری و مبارزه با فساد و ............ بوده است و بقول یکی از بزرگان دل امام زمان (ع) را شاد کرده اند .

 

 فهرست شادترين مشاغل جهان  

 فهرست شادترين مشاغل جهان

به نوشته روزنامه اينترنتي روسي اوترا به گفته محققان شرکت سيتي اند گيلدز که در زمينه سنجش توانايي هاي حرفه اي مردم فعاليت مي کند ارايشگري شادترين شغل دنياست و کساني که در اين زمينه فعاليت مي کنند بيشترين ميزان رضايت را از حرفه خود دارند.

بنا به اين گزارش بيش از پنجاه درصد پرسش شوندگان درامد خوب، ارتباط دوستانه با مشتريان و توجه کافي روسا را از جمله مهمترين عوامل رضايت از شغل عنوان کرده اند.

مکانهاي بعدي در فهرست شادترين مشاغل دنيا به سراشپزها، خرده فروشها، معلمان، حسابداران، منشيها، لوله کشها،‌ مهندسان، معماران، روزنامه نگاران، مکانيک هاي اتومبيل، کارشناسان اي.تي و پرستاران کودک اختصاص يافته و کارمندان بانک و کارگران ساختماني در انتهاي فهرست قرار گرفته اند.

http://www.bazyab.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=8186&Itemid=43 

شهادت فاطمه زهرا (ع)

تسلیت باد شهادت فاطمه زهرا (ع)

فاطمه در بستر افتاده است. و علی آمده بود به خانه ، رنجور از روزگار ريا و رنگ به رنگي.آمده بود دل خسته از عهد خيانت و خودخواهي و البته خجل از روي همسر بيمارش.

دوان دوان هم آمده بود.از مسجد تا خانه گلي‌اش را يکسره دويده بود.

در این مسیر کوتاه ِ بلند ،گودال های کوچک کوچه های مدینه، سردار مظفّر خیبر و خندق ، همو که نامش لرزه بر تن دشمنان دین محمد (ص) می افکند را بارها به زمین زده و شاید حتّی عبای علی را از دوشش انداخته بود.

فرزند بزرگش، بدحالي مادرشان را به او ابلاغ کرده بود.

شايد علي(ع) در تمام مسير ،به ياد روزي بود که رسول مهربان خدا (ص) دست لطيف زهرا(س) را در دست او نهاده بود و به قول امروزي‌ها فرموده بود: « علي جان، جان تو و جان فاطمه ».

به شادابي و نشاط فاطمه در آن روز باشکوه مي‌انديشيد و به چهره تکيده و رنجورش وقتي که با او در بستر ،براي آمدن به مسجد، وداعي موقت گفته بود.

به خانه رسيد ... چه خانه‌اي؟ چه سرايي؟ بوستان بي سرو و صنوبر با بيابان و کوير چه تفاوتي دارد؟و خانه علي بي فاطمه کجا به خانه شباهتی دارد؟

 

فاطمه در بستر افتاده است . همو که پدر معصومش(ص) که عصاره همه خوبي‌هاي عالم بود در باره او گفته بود
:

« فاطمه فرشته‌اي انسان‌نما است. هر وقت به بوي بهشت مشتاق مي‌شوم او را مي‌بويم»


همو که رسول خدا با صداي بلند درباره‌اش گفته بود:


«فاطمه پاره تن من است ... هر کس او را بيازارد، خدا را آزرده است و

هر کس او راضي کند، خدايش را خشنود کرده است»

سفارش‌هاي آخرين فاطمه، چون تير‌ی بر سينه پردرد علي(ع) مي‌نشيند

وقتي که از او مي‌خواهد تن نحيفش را شبانه غسل و کفن کنند

و به خاک بسپرند،

وقتي که وصيت مي‌کند ظلم‌کنندگان بر او و شويش، حق شرکت در تشييع او را ندارند،

وقتي که ملتمسانه از او مي‌خواهد که پيکرش را در تابوتي مخصوص بگذارند تا چشم نامحرمی بر او نیفتد.

از علي می خواهد تا گورش را كسي نشناسد و علي چنين می کند .


                        اما كسي نمي ‌داند كه چگونه؟ 

 


                     و هنوز نمي ‌داند كجا؟ در خانه‌اش؟


                  يا در بقيع ؟ معلوم نيست. و كجاي بقيع ؟

 اتاق فکر در وزارت آ و پ

                        

                                 

 حمایت از بازنشستگان

بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران،تهران در حمایت از بازنشستگان

ملت شریف ومعلمان آزاده

برکسی پوشیده نیست،که قشرعظیم و ارجمندبازنشستگان این مرزوبوم ، انسانهای فرهیخته و آگاهی هستند که گذشت زمان ،بر پیشانی آنان چین انداخته،و پختگی وکمال را به آنان هدیه کرده است. بازنشستگان ،همان انسانهایی که با طمانینه خاطر و آرامشی که حاصل ایمان به خدا وعشق به این سرزمین است،مراتب امانت داری و خدمتگذاری خودرا به همگان ثابت کرده اند.

اکنون هنگام آن است،که این ذخیره های معنوی،علمی و فرهنگی براستی قدر بینند وبرصدر نشینند، عزیزانی که زندگی باعزت،حق مسلم آنهابوده،ودفاع ازحقشان بر دوش همگان است.

بی گمان ،ناعدالتی گسترده ی اداری ،تبعیض وتفاوتهای ناروا ونظام ناهماهنگ پرداخت حقوق کارکنان، توزیع نابرابر درآمدهای ملی،عرصه زندگی را بر این قشر عظیم تنگ تر کرده ،مشکلات ریز و درشت دامنشان را گرفته،و امانشان را بریده است.

کانون صنفی معلمان تهران ضمن ابراز همدردی و همراهی با همه ی بازنشستگان شریف در سراسر کشور،بویژه بازنشستگان کرمانشاه، اردبیل، یزد،مشهد،کردستان وسایر نقاط این کشور، دولت محترم را موظف می داند، طبق اصل121قانون اساسی برای عمل به سوگندی که دربرابرملت یاد کرده است، برای گسترش عدالت و حرمت به آزادی ملت ،همه ی تلاش خود را به کار گیرد.و در اسرع وقت به خواسته های بازنشستگان عزیز ایران زمین تن داده و پاداش پایان خدمت آنان را بیدرنگ بطور نقدی پرداخت نموده و افزایش حقوق آنان را برابر با نرخ تورم افزایش دهد.

زیرا همچنانکه برهمگان روشن است،این قشر در این مرحله از زندگی به حمایت بیشترنیاز داشته و انتظار فرزندان و فرزند زادگان از آنان بیشتر شده،وهزینه های سرسام آور بهداشت و درمان نیزمشکلات آنان را دوچندان نموده است.

همچنین کانون صنفی معلمان تهران نیروهای امنیتی،نظامی،انتظامی و.... را از هرگونه برخورد خشونت آمیز با این سپید مویان فرزانه برحذر داشته ، وخواهشمند است احترام این عزیزان رابه حرمت مادران وپدران خود نگهدارند.

باشد که خداوند همه ی ما را از مهربانی  و بخشش خود بهره مند سازد.

کانون صنفی معلمان ایران،تهران هشتم خرداد 1387

 

     دفاع از فرزاد کمانگر

بيانيه ي کانون صنفي معلمان ايران،تهران در دفاع از فرزاد کمانگر

به نام خداوند جان وخرد             کزين برتر انديشه برنگذرد

معلمان غيرتمندو آگاه ايران زمين درود بر جان پاکتان

بي گمان درخت بشريت باريشه هاورشته هاي پنهان و آشکار بسياري به هم پيوند خورده است، نقاش هنرمندي که بر جان و دل بشريت قلم آفرينش را به هنرمندي بياراست ، ارزشمندترين رنگي که درهم آميخت احساس و انديشه بود، آنگاه که ايزديکتا در آفرينش بشريت به خود آفرين گفت،هيچکس نبود و نه شايسته ي بودن ، ونه شايسته ي آفرين گفتن جز ذات پاکش.

ايزد توانا جان بشريت را از گوهري يگانه آفريدو به امانت به انسان سپرد ،امانت را آفريد و راه پاسداري امانت را نيز بياموخت.

بني آدم اعضاي يکديگرند         که در آفرينش زيک گوهرند

چو عضوي به درد آورد روزگار        دگر عضو ها را نماند قرار

 فرزادکمانگرعضو انجمن صنفي معلمان کردستان که باحکم اعدام روبرو شده است، معلمي باشرافت و ميهن دوست است، که دوست وآشنا و همکارو همشهري براين ويژگي هاي او ايمان دارند.معلمي که11 سال از عمر گرانمايه ي خود را شبانه روز فداي آگاهي بخشي و فداکاري براي محرومترين دانش آموزان اين مرز و بوم نموده است.

خليل بهراميان وکيل شرافتمند،آگاه و متخصص درباره ي وي مي گويد:  من پرونده ي موکلم ( فرزاد کمانگر) را بارها خوانده ام، هيچ مدرکي، هيچ نقطه اي دال براينکه موکل من عمل خطايي انجام داده باشد،در پرونده موجود نيست."

لذا به حکم خردورزي و به احترام احساس انساني و بر پايه ي قوانين موضوعه ي بشري از جمله قانون اساسي جمهوري اسلامي اصول :38،37،36،35،34 و منشور جهاني حقوق بشر اصول 5  و 10 که کاملا با قانون اساسي کشورعزيزمان ايران تطابق داشته وهمگي بر مستقل،بي طرف،منصفانه وعلني بودن دادگاه، حق داشتن وکيل ،منع شکنجه و ساير حقوق انساني به صراحت تاکيد نموده اند،بر ماست که با حمايت بي دريغ خود از اجراي حکم ظالمانه ي اعدام جلو گيري نموده و جان انساني ميهن دوست،فرهيخته،آگاه، زحمت کش و دلسوز را از مرگ حتمي نجات دهيم. کانون صنفي معلمان ايران،تهران به صراحت اعلام مي دارد،پس از تحقيقات و پيگيري هاي بسيار به اين نتيجه رسيده است،که فرزاد کمانگر انساني شايسته، معلمي تلاشگر، ميهن دوست ،زحمتکش و بي گناه بوده واين حکم بي گمان تنها به خاطر سوءتفاهم از طرف قاضي محترم پرونده صادر شده و فاقد هرگونه سند ومدرکي دال بر تاييد اتهامات نامبرده مي باشد.لذا از رياست محترم قوه ي قضائيه،ديوان عالي کشورو قاضي محترم دادگاه تجديد نظر مصرانه درخواست مي شود،در اسرع وقت حکم صادر شده را لغو و جان انساني بي گناه را نجات داده و قلب ميليونها انسان را در سراسر کشور و جهان شاد نمايد.

                          کانون صنفي معلمان ايران ، تهران 1 خرداد 1387

 

روایتی از یک حادثه

           روایتی از یک حادثه

معلم یک مدرسه ابتدائی با کابل دانش آموزش را کتک می زند . شدت ضربات وارده به حدی است که دانش آموز « علی نوروزی  » اینک در بیمارستان لقمان الدوله بستری است و به گفته پزشکان دو شريان نخاعي اش قطع شده و ديگر راه نمي افتد . این حادثه غمناک و تلخ و فجیع دست مایه گزارش کامران نجف زاده در برنامه20:30 و یاداشتی در وبلاگ شخصی اش (  http://www.najafzadeh.ir/weblog ) می شود . ابتدا بخشی از یادداشت ایشان و سپس خلاصه ای از کامنت های خوانندگان را با هم مرور می کنیم که تحلیلی تفکر برانگیز بر این ماجراست  .

کامران نجف زاده :

فکر مي کنم معلم هاي قديمي که فلک مي زدند و خط کش مي شکستند و خودکار لاي انگشت مي گذاشتند به اصول اوليه تنبيه بدني آشنا بودند.نمي زدند به پشت گردن که قطع نخاع کنند.نمي زدند به گيجگاه دخترک دبستاني با کتاب که سه روز بعد ؛جمعه؛بجاي خانه در بهشت زهرا بخوابد...با اين حال زياد هم يکطرفه به قاضي نرويم.ببينم مگر تا حالا يکبار محض رضاي خدا نشسته ايم دو دو تا چهار تا کنيم از اين گچي که يک عمر به سينه معلم هايمان رفت،از اين حنجره هايي که سرطان گرفت و سکته هايي که سر کلاس کردند آماري بگيريم؟نه! معلم ها به اندازه کافي مظلوم هستند....همه شان زخم معده گرفته اند...

مي دانم آنها که براي دغدغه هاي به حق مادي شان هر از چندي به صف مي شوند از کنار اين حادثه به آساني نمي گذرند. مي دانم که مي داني اين وسط حال و روز آن معلم کابل بدست هم جاي ترحم دارد.او هم بچه همان روستاست و لابد دارد کتک هايي که خورده را پس مي دهد.بخت يار نبوده و فرهنگ ؛تزريق نشده بوده ورنه نيت او هم از روز اول فلج کردن شاگردش نبوده است.

به باورم اين اتفاق ها ريشه فرهنگي دارد مخصوصا در بعضي از روستاهاي ما...بايد بجاي اينکه فقط آخ و اوخي کنيم و اشکي بريزيم به فکر باقي اهالي مدرسه هامان باشيم.به جاي فقط احساساتي شدن به فکر فرداي علي کوچولو باشيم با آن لباس مرد عنکبوتي که لابد دوست داشت يک پا اسپايدرمن باشد.اين خط و اين نشان. مثل روز برايم روشن است تا يک هفته ديگر همه مان يادمان مي رود بر او چه گذشت و يک عمر تنها مي ماند.

نظرات ( کامنتها ):

1.  ايني که شما گفتي هم يه دليل برای مظلوم بودن معلمايي که گچ ميخورند . اما بين معلم عاشق که زندگيشو برا تربيت يه نسل ميذاره و سنگدلي که معلمي فقط شغلشه و منبع درآمد تفاوتي قايل نشديد.گر چه هر دو معلمند اما اين کجا و آن کجا.حيف اسم معلم که گاهي به ناچار براي بعضي ها استفاده ميشه .

2.  ما میگوییم معلم ؛ یعنی فهم و درایت ؛ یعنی اموزنده ؛ چرا تنبیه؟؟! اصلا اسم طرف رو نباید گذاشت معلم ، این حرفه مقدس تر از اینه که بخواد با تنبیه و...قاطی بشه ، طرف مشکل عصبی داره که عقده هاشو روی بچه های مردم خالی میکنه ؟

3.  يه پسر بچه كه الان موقع بدو بدو كردنشه بايد روي تخت بيمارستان باشه و ديگه مزه ي دويدن و راه رفتن نچشه! درست گفتيد اون معلم داره كتك هاي كه خورده رو پس ميده.ولي اسم اون آدمو ميشه گذاشت معلم ؟ معلم دلسوزه ، معلم عاشق بچه هاست.آره معلم خوب هم كم نداريم خودم از يه معلم شنيدم كه وقتي تابستون ميشه غم عالم ميريزه تو دلم كه ديگه تا 3 ماه نميتونم بچه ها رو ببينم .

4.  این درسته که یه بچه ی بی گناه که برای آینده اش هزار تا امید و آرزو داشت و شاید نتونه به خیلی هاش برسه به خاطر کار یه معلم که اگه بشه روش اسم معلمو گذاشت اینجوری تاوان پس بده و از این به بعد دستاش رو دو تا چرخ ویلچر باشه ؟ ایران هزاران معلم داره که همشون شاید اول فقط به چشم یه منبع درآمد نگاهش کردن اما بعدها عاشق شدن عاشق بچه ها ؛ عاشق خنده هاشون و عاشق..من اون گزارشو ضبط کردم مامانم میگه هیچ وقت اون گزارشو پاک نکن . تا یادمون بمونه که یه معلم چطور می تونه یه دانش آموزو بالا ببره و چطور هم میتونه نابودش کنه .

5.   پدر و هم مادر من هم معلم هستند .نيستي كه ببيني صداي گرفته مادر و كمر عمل شده پدرم رو.نمي دونم اونا كسي رو زدن يا نه.ولي وقتي مي بينن شاگرد سابقشون رفته تا نمايندگي مجلس ذوق مي كنن.صداشون باز ميشه و حاضرن صد سال ديگه هم درس بدن.كيه كه بخواد بفهمه با حقوق ماهي 300 تومان دوتا دانشجوي بهترين دانشگاه هاي كشور رو تربيت كردن.

6.  كاش رسانه ملي روزي كه همكاران ما براي رسيدن به حقوق حقه خود ، در ميدان بهارستان تهران تحصن كردند را هم نشان مي داد.كاش لااقل با يكي از آنها ( درست مثل پدر دانش آموز مضروب) مصاحبه مي كرد تا او هم درد دل هايش را بگويد.كاش به دور از هرگونه سانسور از سرنوشت معلمين بازداشت شده در ان مراسم خبر ويژه تهيه مي كرد. كاش گزارشي از آن معلم بازنشسته تهيه مي كردند كه به خاطر نداري كليه اش را مي فروشد. كاش در كنار اين جسارت معلم، دست شكسته معلمي را نشان مي دادند كه دانش آموزش ( بله دانش آموزش )او را در كلاس درس زده است. تا حالا شده گزارشی تهیه کنید از معلمی که بخاطر شاگردانش در همان روستاهایی که شما دم از آن می زنید زیر برف رفته و یخ زده یا در بین راه دچار حمله گرگ ها شده و جان داده؟

7.  سهل انگاري در همه ارگا ن ها فراوان تر از اين است .كم نيستند اشتباهاتی که با جان ومال مردم بازی می کند ودر هيچ مورد هيچ كس جواب گو نيست . وقتي همه را كنار هم مي گذارم به يك نتيجه مي رسم (( يك گزارش سفارشي براي ترور شخصيت معلمين !)) چرا ؟ معلمين ماهها است از دولت طلبكار هستند . حقشان را مي خواهند مزد زحمتشان بگيرند وبروند خرج درمان به قول شما سرطان شان كنند. زمزمه تحصن واعتصاب به گوش مي رسد بايد يك جوري ساكتشان كرد . تبريك مي گويم گزارش سفارشي شما همه را ساكت كرد هيچ، جو جامعه را نيز عليه معلمان كرد.تا حالا فكر نكردي چرا از مجموعه كارمندان دولت فقط معلمان مطالبات دارند ؟

8.  آقای نجف زاده از وزیر آموزش و پرورش بپرس تو که به ملاقات علی کوچولو؟؟؟؟؟؟؟ رفتی وکلی هم افاضه فیض نمودی سری هم به خانواده آقای واعظی ( که جونش را فدای دانش آموزش کرد ) زدی به خانواده اون معلمی که واسه نجات دانش آموزاش سوخت سر زدی یا نه ؟می دونم که جوابت نه است آخه این روزا همه به قول معلم توانا جلال آل احمد شدیم (( نان به نرخ روز خور ))