معلم فداکار

عید سعید غدیر خم بر دوستداران امیر مومنان علی (ع) مبارک


"موسی نظافتی" معلم فداکار املشی عصر روز پنجشنبه 9 آذر با شجاعتی حیرت انگیز دو دانش آموز خود را که در حال غرق شدن در رودخانه بودند از مرگ حتمی نجات داد.

دو دانش آموز در شهرستان املش که هنگام عبور از عرض یک رودخانه گرفتار طغیان رودخانه شده بودند توسط معلم دلسوز و فداکارشان از خطر غرق شدن نجات یافتند. این اتفاق در حالی رخ می داد که تلاش دلسوزانه مردم و مسئولان امدادی برای نجات شکوفه های علم و دانش کارگر نشده بود.

"موسی نظافتی"  از معلمان آزاده جنگ تحمیلی است که پس از 6 ساعت تلاش و استقامت در برابر جریان خروشان رودخانه طغیان کرده دانش آموزان خود را از چنگال خشم طبیعت رهانید. پس از این حادثه موسی نظافتی مجبور شد چند روزی را در بستر بیماری سپری کند و هم اکنون در حال انجام وظیفه مقدس تعلیم و تربیت است.

              منبع : http://www.noandish.com/com.php?id=21465

آخوند چاق ، آخوند لاغر

شرح حال مختصری از سید اشرف الدین حسینی معروف به ” نسیم شمال “ را می خواندم که در زمرۀ شعرای بزرگی مانند ملک الشعرای بهار و علی اکبر دهخدا ، شعر زمینی هائي با مضامین اجتماعی و سیاسی را که به ” شعر وطنی ” نیز معروف است ،  وارد شعر و ادب فارسی کرده است .نسیم شمال فرزند سید احمد قزوینی است و در سال ۱۲۸۸ هجری قمری در رشت به دنیا آمده و در ذیحجۀ ۱۳۵۲ هجری قمری یعنی فروردین ۱۳۱۳ هجری شمسی پس از تحمل ۷ سال زندان رضاخانی ، آن هم در ” تیمارستان “  !!! در گذشت .

نسیم شمال تحصیل کردۀ رشت و نجف ، آخوند ، نویسنده و شاعر و روزنامه نویسی بود پاک و پاک باخته که زی طلبگی می دانست و در روزنامۀ شمارۀ ۲۷ ربیع الثانی  ۱۳۳۹خود نوشت : ”  این طلبه ی مسکین اشرف الدین امسال ۹ سال است که در تهرانم ، هنوز بی منزل و مکانم . مدرسه ام مکان است ….چه بسا می شود که تا دمدمه های ظهر، نان  و پنیر و سبزی هم برای ناهار در حجره ی این مظلوم موجود نمی شود و من در هر حال متوسل به خدا هستم و از او استعانت می جویم” .

سرم را برگرداندم دیدم ، صفحه ی تلويزیون پر است از هیکل یک آقای روحانی با لپ های گل انداخته ، ریش آرایش شده ی مرتب،عبای نازک وانیلی و قبای شیری و کفش های مشکی اساسی براق و سنی حدود ۳۵ و ۴۰ و وزنی حدود ۹۰ تا ۱۰۰ کیلو.تو کف این دو شیعه ی علی (ع) مانده بودم که یکی در گرسنگی و تنگدستی اما به آزادگی ، به اتهام جنون اما در عین فرزانگی مرد و دیگری …

کانال را عوض کردم که همین ته مانده ی ارادتم به این شکل و شمایل،با اداهای حاج آقا که خودش را متخصص و مشاور خانواده و جوانان و پیران مملکت می دانست ، ضایع نشود . آن جا هم آقای شب های جمعه ی رسانه ی ملی با همان وزن و هیکل و ۲۰ ، ۳۰ سال مسن تر،داشت راجع به منزلت امام جواد (ع ) صحبت می کرد و برای توجیه سن کم ایشان به هنگام امامت شیعیان چه مثال های سخیف و بعضا … می زد و بدتر از همه این که می گفت ، پس از امام موسی کاظم (ع ) ، خزانه دار ایشان ، همه ی موجودی را بالا کشید و گفت امام نمرده و غیب شده و فرقه ی جدیدی درست شد به اسم واقفیه !!! ( و امام جواد هم که در جلسات مباحثه به سوالات گبر و مجوس و یهود و غیره پاسخ می داد ، همه ی این ها را طرد کرد و حتی سوالشان را هم جواب نداد ) .

اتفاقا شبکه ی ۳ یا ۴ را هم زدم یک آقای معمم مشهوری داشت در منقبت امام جواد (ع ) صحبت می کرد و از قضا او هم چاق و چله بود ، اساسی !!!  ناخوداگاه یادم افتاد به هزاران روحانی ای که دیده ام و برخی را از نزدیک می شناسم که از تنگدستی و زی معروف و واقعی طلبگی به نی قلیان می مانند ، نحیف اند اما حریف . و همان طور که مردم متلک می پرانند ، موقع قسمت کردن  بنز غایب بوده اند و مجبورند کیلو متر ، کیلو متر را پیاده گز کنند .

این چند تا کلمه را نوشتم که به گویم ، نان و سرکه ، نان خالی خشک ، نان و پنیر و سبزی ، اضافه وزن نمیاره ( مگر ژن و هورمن و  تیروئید چقدر دخالت داره ؟!!! ) . اما زیاد خوردن ، از چرب و شیرین طعام خوردن ، بی تحرکی ، دائم سوار ماشین و آسانسور بودن و  ورزش نکردن ، چرا میاره ، خوبم میاره . ما آدم های عاطل و باطل ، ریخت و قیافمون اهمیتی نداره ولی کسی که چهره ی شاخص رسانه ای و تلویزیونی است ، قیافه و وزن و لباس و آرایش و پیرایشش اهمیت داره . خیلی هم مهمه . آقایون لااقل از هنرپیشه های هالیوود یاد بگیرند که مثلا برای بازی در فلان فیلم ،گاهی ۱۲ کیلو وزن کم می کنند . خب ، فضلای ما هم ، همین کار را حداقل برای همون بخش حجت الاسلام بودنشان بکنند ، شاید حجت المسلمین هم شدند ، ان شاءالله .

                              منبع :      http://sedighsarvestani.ir/?p=179

كاهش سن افسردگي

 عید قربان بر همگان مبارک  


كاهش سن افسردگي در كشور به دوره نوجواني

دكتر بهرام يگانه رييس انجمن مبارزه با آسيب‌هاي رفتاري با هشدار نسبت به محسوس شدن برخي علايم افسردگي‌هاي خفيف و مزمن، اعلام كرد: بنابر آخرين پژوهش‌هاي صورت گرفته، متاسفانه سن افسردگي در كشور به محدوده سني نوجواني كاهش پيدا كرده كه اين موضوع هشداردهنده است.

وي به برخي علايم افسردگي اشاره كرد و گفت:

·        بي‌اشتهايي

·         فقدان تمايل و تمركز نسبت به درس خواندن

·         كم تحركي و بي‌علاقگي نسبت به تعامل با خانواده و جمع‌هاي دوستانه

 از علايم ابتلا به افسردگي است كه ممكن است در نوجوانان مشاهده شود. وی در عين حال ،

·        فقر،

·        فقدان مهارت‌هاي زندگي

·        ناتواني و شكست در برقراري ارتباطات سالم و متعادل با همسالان و خانواده

·        برقراري ارتباطات ناسالم

·        گرايش به سوءمصرف مواد مخدر و اعتيادآور

·        بي‌انگيزگي در تحصيل در مدرسه

·        آشنا نبودن و آموزش نديدن نوجوانان نسبت به راهكارهاي برنامه‌ريزي صحيح گذران اوقات

·        مشكلات در بيان مسايل مربوط به بلوغ جنسي با خانواده و افراد معتمد

را از عوامل ابتلا به افسردگي در نوجواني ذكر كرد.

وي در تعريف محدوده سني نوجواني، با بيان اين كه ديدگاه‌هاي مختلفي در اين زمينه مطرح است، گفت: اين محدوده سني علي‌رغم برخورداري از تعابير سني مختلف، معمولا بين 13 تا پايان 18 سال تعريف مي‌شود. اين متخصص اين موضوع را نيز در پايان خاطرنشان كرد كه متاسفانه امروز شاهد آسيبي به نام «محسوس شدن علايم افسردگي در بين گروه‌هاي سني مختلف» هستيم؛ بدين مفهوم كه علايم فيزيكي و روحي ناشي از ابتلا به افسردگي در افرادي كه از زمينه لازم براي ابتلا به چنين آسيبي برخوردارند، به راحتي قابل مشاهده است كه اين نيز، از فراهم‌تر شدن زمينه‌هاي ابتلا به اين آسيب ناشي مي‌شود.

                      منبع : http://yaarinews.com/default.aspx/n/2069   

وقتی مرغ گوساله شد !!

هيات وزيران بنا به پيشنهاد وزارت جهاد کشاورزي و در راستاي کنترل بازار و تامين ارزاق ضروري، با اصلاح مصوبه‌اي، موافقت كرد به‌جاي پنج كيلوگرم گوشت مرغ در سبد کالاي ويژه ماه مبارك رمضان، 2.5 كيلوگرم گوشت گوساله بين كارمندان دولت توزيع شود.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني دولت، بر اساس تصميم نمايندگان ويژه رئيس جمهور در كارگروه كنترل بازار، در ازاي پنج كيلوگرم گوشت مرغ بن ويژه ماه مبارك رمضان، 2.5 كيلوگرم گوشت گوساله با كيفيت مطلوب ميان كليه شاغلان و بازنشستگان دولت و نيروهاي مسلح اعم از كارمندان رسمي، پيماني و قراردادي (انجام كار معين، مشخص و شركتي)، توزيع مي‌شود.

اين گوشت‌ها در بسته‌بندي‌هاي يك تا سه كيلوگرمي توسط شركت پشتيباني امور دام،تايك ماه،ميان افراد مذكور توزيع مي‌شوند.

                   http://hamshahrionline.ir/News/?id=74209

آغاز اعتياد در مقطع دبيرستان

 هفته نامه سلامت گفتگوئی دارد با دکتر هومان نارنجي‌ها، مدير کل پيشگيري فرهنگي ستاد مبارزه با مواد مخدر که خلاصه آن تقدیم می شود :

1.      تقريبا سه‌چهارم معتادان ما در طيف سني 20 تا 40 سال قرار دارند و اين سن بسيار خطرناکي است زيرا قشر جوان را درگير مواد مخدر مي‌بينيم و دانشجويان کشور نيز معمولا در اين طيف سني قرار مي‌گيرند. بر اساس برخي از منابع حدود 20 درصد از دانشجويان و 13 درصد از دانش‌آموزان به نوعي با مواد مخدر مواجه‌اند

2.      چيزي حدود يک ميليون و 200 هزار نفر معتاد در کشور داريم که نيازمند خدمات درماني هستند و در ضمن افرادي که به صورت تفنني مواد مصرف مي‌کنند در اين آمار گنجانده نشده‌اند.

3.      ترياک به‌عنوان اولين ماده مخدر مطرح است که 34 درصد مواد مصرفي را تشکيل مي‌دهد .

4.       بعد از آن کراک يا هروئين فشرده با 6/26 درصد .

5.       هروئين با 2/19 درصد

6.      در مورد مواد مخدر جديد نيز کراک با درصد گفته شده در مقام نخست است و نورجيزک (آمپول زردرنگ و تزريقي) با 1/4 درصد و شيشه با 6/3 درصد در مقام‌هاي بعدي قرار دارند .

7.      74 درصد معتادان در طيف سني 20 تا 40 سال قرار دارند و ميانگين سني آنها تقريبا 6/32 سال است که اين آمار شامل معتادان مراکز درماني، زنداني و خياباني مي‌شود.

8.      معتادان ما تقريبا در 16 سالگي الکل مصرف مي‌کنند، در 18 سالگي سيگار مي‌کشند، در 21 سالگي مصرف مواد مخدر را تجربه مي‌کنند،در 24 سالگي متاهل مي‌شوند، در 26 سالگي تزريق مي‌کنند و در 31 سالگي از همسرشان جدا مي‌شوند.

9.      حدود 60 درصد معتادان در مقطع دبيرستان، اعتياد را آغاز مي‌کنند و ترک تحصيل مي‌کنند. بنابراين مي‌بينيم که ترک تحصيل يک خطر جدي براي ورود به دنياي اعتياد محسوب مي‌شود و در اين زمينه بايد فکري جدي شود .

10.  65درصد افراد معتاد زير سن 19سالگي مصرف سيگار را آغاز مي‌کنند و در واقع سيگار دروازه ورود به مواد مخدر است و خانواده‌ها بايد بسيار جدي با اين موضوع برخورد کنند.

       منبع : http://salamatiran.com/NSite/FullStory/?Id=20303&type=2

نامه سرگشاده کانون صنفی معلمان ایران به آقای محمود احمدی نژاد  

 جناب آقای محمود احمدی­نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام و احترام

      حتماً به یاد دارید که پس از انتخاب شما به ریاست جمهوری اسلامی ایران، فرصتی ایجاد شد تا پنج تن از اعضای هیأت مدیره کانون صنفی معلمان ایران بتوانند ساعاتی را در حضورتان باشند و مشکلات و معضلات آموزش و پرورش و دغدغه­های جامعه فرهنگیان را به طور مبسوط به اطلاعتان برسانند. شما نیز پس از استماع صحبت­ها، مطالبی را مطرح نمودید که انعکاس آنها، امیدهای فراوانی را در جامعه بزرگ فرهنگیان برانگیخت و بسیاری اینگونه تصور کردند که با انتخاب آقای احمدی­نژ اد می­توان به رفع ریشه­ای مشکلات آموزش و پرورش و فرهنگیان امیدوار بود.

جناب رئیس جمهور

      شاید شما به دلیل مشکلات زیادی که با آن­ها روبرو هستید، شعارها و ادعاهایی را که در ارتباط با آموزش و پرورش مطرح کرده­اید از یاد برده باشید، اما قاطبه­ی فرهنگیان هنوز از یاد نبرده­اند که شما چه وعده­هایی داده­اید و چه امیدهایی ایجاد کرده­اید:

-  آموزش و پرورش را اولویت اول خود قرار خواهم داد.

-  وزیر آموزش و پرورش در صدر وزرای من قرار خواهد گرفت.

-  تا پایان اولین سال ریاست جمهوری، حداقل چهار کار مهم برای فرهنگیان انجام خواهم داد.           

-  برای پرداخت مطالبات فرهنگیان حتی اگر لازم باشد کارخانه­ها را به فروش خواهم رساند و خرج فرهنگیان خواهم نمود.

-  قدرت خرید معلمان را طی چهار سال، به دو برابر افزایش خواهم داد.

-  از شأن و منزلت معلمان دفاع خواهم نمود.

-  دو ماه پاداشی را که دیگر کارمندان دولت دریافت نموده­اند به فرهنگیان نیز پرداخت خواهم نمود و ...

- اما با انتخاب و معرفی وزرای ضعیف، نه تنها در دوره­ی شما  از حجم مشکلات آموزش و پرورش کاسته نشد و به وعده­های داده شده عمل نگردید بلکه بر معضلات این وزارتخانه و مشکلات فرهنگیان هر روز بیش از روز پیش افزوده گردید به طوریکه:

- در دوره­ی شما آموزش و پرورش همچنان به عنوان یک دستگاه مصرفی و غیرتولیدی قلمداد شد و نیروی انسانی شاغل در این وزارتخانه به دلیل همین نگرش غلط از حداقل­های یک زندگی آبرومندانه محروم شده­اند به طوریکه اکثریت قریب به اتفاق آنان طبق آمارهای رسمی زیر خط فقر مطلق زندگی می­کنند و برای تأمین معاش راهی جز پناه بردن به شغل­های دوم و سوم که بعضاً با حرفه­ی اصلی آنان در تعارض است ندارند.

- در دوره­ی شما به دلیل غلبه­ی تفکر سیاسی بر آموزش و پرورش که حاصلی جز تغییرات گسترده و پی در پی مدیران و در نتیجه بی­ثباتی و تزلزل در مدیریت این وزارتخانه و برنامه­های آن نداشته است وزارتخانه­ی مذکور در وضعیتی کاملاً خطرناک و بحرانی قرار گرفته است.

- در دوره­ی شما به دلیل تفکر سنتی، تحکّمی و آمرانه،  میل به مشارکت یا امکان مشارکت در بین معلمان از بین رفت و انگیزه­های کار و تلاش عملاً از فرهنگیان گرفته شد. به طوریکه رابطه صف و ستاد به طور کلی خدشه­دار و دستورات و بخشنامه­های وزارت آموزش و پرورش از سوی همکاران فرهنگی نادیده گرفته می­شود.

- در دوره­ی شما با وجود اختصاص حدود چهار هزار میلیارد تومان برای ساخت مدارس جدید یا نوسازی مدارس فرسوده که توسط مجلس محترم صورت گرفت، نه تنها مشکل مدارس کپری، چند شیفته، فرسوده و مدارس با تراکم زیاد مرتفع نگردید بلکه بابخش­نامه­ها و تصمیمات نسنجیده و کارشناسی نشده­ای همچون طرح ساماندهی نیروی انسانی مشکلات جدی­تری بر مشکلات فوق افزوده شده است.

- در دوره­ی شما با وجود درآمد سرشار نفت که طی دوران پس از انقلاب بی­سابقه بوده است نه تنها مشکلاتی همچون کمبود شدید فضای آموزشی، پرورشی و تربیتی برطرف نگردیده بلکه به دلیل کسری بودجه، مسئولان آموزش و پرورش کماکان نگران آتش گرفتن کلاس­های درس به دلیل غیر استاندارد بودن بخاری­های برخی مدارس روستایی و شهری در نقاط مختلف کشور هستند و حوادث ناگواری در این رابطه هر سال اتفاق می­افتد و کسی مسئولیت پاسخ­گویی به آن را بر عهده نمی­گیرد.

- در دوره­ی شما و فقط در شش ماهه اول سال جاری آموزش و پرورش رکورددار کسری بودجه در طول سال­های پس از انقلاب و در بین تمامی وزارتخانه­ها شده است. 65 هزار میلیارد ریال کسری بودجه 6 ماهه اول سال جاری دست مدیران این وزارتخانه را برای هرگونه تصمیم­گیری و برنامه­ریزی بسته که نتیجه­ی آن تأخیر در پرداختی­های مربوط به حقوق معلمان و انتقال بخشی از مطالبات آنان به سال آینده خواهد بود.

- در دوره­ی شما، شعار تمرکززدایی عملاً ملغی شده و نظام اداری و تشکیلاتی روز به روز متمرکزتر، پرحجم­تر، ناکارآمدتر از گذشته گردیده است و سیاست منسوخ آزمایش و خطا که به دلیل کم­تجربه بودن مدیران این وزاتخانه اتخاذ گردیده است هزینه­های فراوانی را به جامعه به ویژه جامعه فرهنگیان تحمیل نموده و می­نماید.

- دردوره­ی شما بسیاری از دوره­های ضمن خدمت فرهنگیان که به منظور به روز نمودن اطلاعات فرهنگیان برگزار می­گردید عملاً تعطیل گردیده و معلمان ما هر روز بیش از گذشته با علوم روز جهان فاصله می­گیرند به طوری که بعضاً از دانش­آموزان خویش نیز عقب­تر بوده و نسبت به برخی پرسش­های روز آنان پاسخگو نمی­باشند.

- در دوره­ی شما کتاب­های درسی به ویژه در علوم انسانی با دیدگاه­های تنگ­نظرانه تدوین گردیده و عدم ارتباط مطالب کتاب­های درسی با نیازهای سنّی و اجتماعی دانش­آموزان، علاوه بر بی­انگیزه نمودن دانش­آموزان موجب ایجاد فاصله­ی بیشتر بین نظام آموزشی با متعلمین گردیده است و به ارتباط معلم و دانش­آموز نیز آسیب­های جدی وارد نموده است.

- عدم التزام شما به اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری که حاصل خون دل خوردن­های فراوان فرهنگیان و صرف هزینه­های فراوان برای فعالان صنفی معلمان است موجب گردیده که کماکان سطح دستمزدهای معلمان در مقایسه با سایر وزارتخانه­ها تفاوت چشمگیری داشته باشد و این امر موجب نارضایتی شغلی فرهنگیان، کاهش بازدهی، افزایش افت تحصیلی و در نتیجه اتلاف بودجه، وقت و انرژی در آموزش و پرورش گردیده است.

      با این اوصاف، همانگونه که ملاحظه می­فرمایید، نه تنها در دوره­ی جنابعالی، آموزش و پرورش کشور به جایگاه رفیعی که وعده می­دادید نرسیده بلکه از اهداف برنامه چهارم توسعه نیز که بر آموزش و پرورش و اقتصاد دانایی­محور تأکید نموده فاصله گرفته است.

جناب رئیس جمهور

      شما در اکثر سخنرانی­ها و مصاحبه­ها، خود را معلم معرفی کرده­اید و به معلم بودن خود افتخار نموده­اید اما در دوره­ی شما نه تنها گامی در جهت بهبود معیشت معلمان برداشته نشده بلکه شأن و منزلت معلمان نیز به شدت خدشه­دار گردیده است. بدون شک صدور احکام سنگین تخلفات اداری و قضایی از جمله: تبعید، اخراج، انفصال از خدمت، تنزل گروه، بازنشستگی پیش از موعد، احکام زندان و ... در کنار ضرب و شتم­ها و توهین­هایی که نسبت به فرهنگیان زیادی در اجتماعات قانونی آنان صورت گرفته در طول تاریخ آموزش و پرورش ایران و شاید در کل جهان بی­سابقه بوده باشد.

آقای احمدی­نژاد

      بر اساس اصل یکصد و بیست و یکم قانون اساسی شما به عنوان ریاست جمهوری اسلامی ایران سوگند یاد کرده­اید که پاسدار قانون اساسی بوده و از همه­ی توان خویش برای پشتیبانی از حق و گسترش عدالت استفاده نمایید و از هرگونه خودکامگی بپرهیزید و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملّت به رسمیت شناخته حمایت نمایید. اما عملکرد سه سال گذشته شما در عرصه­ی آموزش و پرورش بیانگر این نکته است که حضرتعالی در عمل نخواسته یا نتوانسته­اید به تعهدی که به واسطه­ی این سوگند برایتان ایجاد شده است عمل نمایید. لذا در آخرین سال ریاست جمهوری انتظار می­رود که تلاش نمایید تا در فرصت کوتاه باقی مانده، به جبران کاستی­های گذشته همت گمارید.

      در این راستا شاید اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری در موعد مقرر (15 آذر) برای شاغلین و بازنشستگان و پرداخت دیون آنان و دستور لغو احکام تخلفات اداری فرهنگیانی که گناهشان تقاضای اجرای قانون مصوب مجلس و دفاع از آرمان­های خود که همانا حمایت از حقوق صنفی همکاران مظلومشان بوده است بتواند راه را برای تعامل مجدد دولت وفعالان عرصه­ی آموزش و پرورش هموار نماید.

      کانون صنفی معلمان ایران معتقد است که فاصله گرفتن از جامعه­ی بزرگ فرهنگیان آنگونه که هم­اکنون شاهدش هستیم، حاصل و فرجام خوبی برای دولتمردان نخواهد داشت و امیدوار است حضرتعالی با توجه به فرصت محدود باقیمانده ضمن تجدید نظر در شیوه­ی برخورد خود با این قشر فرهیخته در جهت خدمت به این جامعه­ی بزرگ و دلجویی از ظلم­هایی که در حق آنان صورت گرفته است اقدام نمایید. 

              منبع : http://www.moalleman1.com/?mode=ContinuedPost&id=385641

گلايه خانواده‌ها از پرداخت اجباري شهريه به مدارس دولتي

با توجه به اين‌كه هنوز سرانه دانش‌آموزي مدارس پرداخت نشده است، والدين دانش‌آموزان مجبورند براي اداره هزينه‌هاي مدارس، شهريه پرداخت كنند. به رغم گذشت 2 ماه از آغاز سال تحصيلي، سرانه دانش‌آموزي مدارس هنوز پرداخت نشده ضمن اين‌كه در برخي از استان‌ها، سرانه دانش‌آموزي از سال گذشته نيز پرداخت نشده است.

بنابراين گزارش، اين وضعيت در حالي است كه مديران مدارس با مشكل اداره هزينه‌هاي مدرسه مواجه هستند و براي حل اين مشكل نيازمند هزينه‌كردن از جيب خود و كمك گرفتن از مردم هستند.  پدر يكي از دانش‌آموزان دوره دبيرستان در تهران س گفت: دبيرستان محل تحصيل فرزندم خواسته است كه مبلغ 40 هزار تومان را به عنوان مشاركت‌هاي مردمي به حسابي كه اعلام كرده‌اند، بپردازيم.

پدر دانش‌آموز ديگري در يكي از شهرستان‌هاي استان تهران نيز از پرداخت اجباري وجه به مدرسه محل تحصيل فرزندش خبر داد و اظهار داشت: اگر به مدرسه وجهي كه خواسته شده است، پرداخت نكنيم رفتار خوبي با فرزندمان نمي‌شود. وي افزود: مدرسه فرزندم به هيچ عنوان شرايط مناسبي ندارد و هيچ كس نيز رسيدگي نمي‌كند. سرويس‌‌هاي بهداشتي خراب بوده و دانش‌آموزان نمي‌توانند از آن‌ها استفاده كنند.

اسدالله عباسي، رئيس كميته آموزش و پرورش مجلس ضمن تأييد عدم پرداخت سرانه دانش‌آموزي مدارس به خبرنگار فارس گفت: يكي از نيازهاي آموزش و پرورش كسري سرانه دانش‌آموزي است كه مديران مدارس و خانواده‌ها را تحت فشار قرار داده است. وي ادامه داد: بايد ميزان سرانه دانش‌آموزي در لايحه كسري بودجه آموزش و پرورش ديده شود و اين لايحه هر چه سريع‌تر به مجلس تقديم شود.

                         منبع :          http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=57814

نابساماني معيشتي و نارضايتي معلمان حق‌التدريس

در حالي که توجه و احترام به معلمان در کشورهاي ديگر به شدت مورد نظر است، اين موضوع در ايران در ساليان گذشته با غفلت و سهل‌انگاري همراه بوده است.

با كاهش سقف اعتبارات و گزارش آموزش‌وپرورش و در راستاي كوچك‌سازي حجم دولت، فرصت جذب معلمان تمام‌وقت و رسمي به اين وزارتخانه داده نشده و اين در حالي است كه با افزايش جمعيت كشور، نه تنها نياز به معلم اگر افزايش نداشته، كاهش نيز نداشته است. از همين روي، وزارت آموزش و پرورش براي تأمين نيازهاي مدارس، از يك سو با كاهش نسبت مدارس دولتي به مدارس غيردولتي و همچنين افزايش تعداد دانش‌آموزان در هر كلاس و از سوي ديگر، با جذب معلمان حق‌التدريسي، سعي در برطرف كردن مشكلات خود داشته است.

بنا بر اين گزارش، معلمان حق‌التدريس كه حتي از مزاياي اوليه يك كارگر از جمله بيمه محروم هستند، در فصل تابستان و با آغاز تعطيلات مدارس، حقوق آنان نيز قطع مي‌شود.شنيده‌ها حاكي است، برخي معلمان حق‌التدريس به جاي دريافت حقوق و دستمزد خويش در پايان هر ماه، به دلايل گوناگون از جمله كمبود بودجه، بايد ماه‌ها منتظر بمانند تا حق خويش را به آنها بدهند. اين در حالي است كه معلمان حق‌التدريس نيز همانند ديگر آموزگاران به تعليم و تربيت آينده‌سازان مشغولند.

اين گزارش در ادامه مي‌افزايد: مجلس شوراي اسلامي، استخدام ده هزار نفر از معلمان حق‌التدريس را به تصويب رساند كه متأسفانه تاكنون وزارت آموزش‌وپرورش از اجراي آن خودداري كرده است.

 در حالي الگوهاي فرزندان اين كشور در مشقت‌هاي مالي هستند كه همه كشورهاي توسعه‌يافته يا در حال توسعه، با تأمين مسائل مادي معلمان و رفع دغدغه‌هاي زندگي اين قشر، تلاش دارند تا از همه پتانسيل‌هاي آموزگاران براي آموزش‌وپرورش هرچه بهتر نسل آينده خود بهره ببرند.

با نظر به اين‌كه برنامه‌‌هاي سوم و چهارم توسعه آموزش، بهداشت و امنيت در بخش حاكميتي منظور شده است متأسفانه شاهد بي‌توجهي مسئولان به اختصاص بودجه مناسب به بخش آموزش هستيم، به گونه‌اي كه كسري شصت هزار ميليارد ريالي وزارت آموزش‌وپرورش را مي‌بينيم. با اين توصيفات، برخي معلمان حق‌التدريس بايد براي ماه‌هاي آينده خود نيز همچون سال‌هايي كه آن را با استقراض از ديگران گذرانده‌اند، زندگي خود را تأمين كنند به اين اميد كه پس از چند ماه، حقوق معوقه خود را بگيرند.

                      منبع :           http://www.tabnak.ir/pages/?cid=26693