معلم معلم است
در وبلاگ ارزشمند « فرهنگستان » مطلبی خواندم با عنوان « معلم معلم نیست » با آدرس :
http://ksmk3.blogfa.com/post-76.aspx
در جهت تکمیل و برطرف شدن برخی نقاط تاریک در نظرات ایشان موارد ذیل را تقدیم میکنم .
دوست و همکار محترم
نویسنده وبلاگ ارزشمند فرهنگستان
باعرض سلام وخسته نباشید و تبریک اغاز سال نو و آرزوی سلامتی و شادکامی برای تمامی هموطنان عزیزمان
بیشتر از من با مشکلات و مصائب شغل شریف آشنائید و بهتر می دانید آنچه را که می خواهم بگویم اما لازم می دانم چند کلامی عرض کنم .
1. نکته در خور توجه و مهم و در عین حال لاینحل در شغل ما این است که ما برای دانش آموزان و شاگردان مان وقت و اعصاب و حوصله و همه چیز داریم ( انشا الله ) اما برای خودمان و خودی هامان شدیداً کم حوصله ؛ عصبی و ............ هستیم . کم پیدا می کنید همکارانی که برای شغل و صنف خودشان همان انگیزه ای را داشته باشند که سر کلاس هنگام تدریس دارند . و این پاشنه آشیل بخوبی و صحیح توسط مسئولان وزارتخانه شناسائی شده است .
2. بارها و بارها درس داده ایم و یا شنیده ایم که : « ما برای وصل کردن آمدیم نی برای فصل کردن آمدیم » . همه تحلیل ها ؛ ریشه یابی ها و کنکاش ها در حیطه مسائل شغلی و صنفی الزاما باید در در راستای وصل کردن باشد و نه فصل کردن . پیش از آنکه خودی را مسئول گرفتاری های مان بدانیم خود رامسئول بدانیم و صبورانه و دوراندیشانه به آینده بهتر بیاندیشیم و به آن فکر کنیم و برایش برنامه بریزیم . و در این مسیر « سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور »
3. توقع نداشته باشیم آبی که سالهاست به بیراهه رفته یک شبه به جوی باز گردد. 2 تا تجمع و 4 تا بیانیه و چند روز اعتصاب اگر در مسیر منطقی و معقول و درست قرار نگیرد صرفاً تب تندی خواهد بود که زود فروکش می کند. کارگران ( مرد و زن ) نیز چون ما معضلات و مشکلات صنفی دارند اما از ابتدای انقلاب با تشکیل مجامع ثبت شده و قانونی و شرکت در انتخابات سندیکاهای کارگری در تمامی مراحل تصویب مقررات و قوانین صنفی شان حاضر و ناظر بوده اند . و متاسفانه ما این مسیر را هنوز آغاز نکرده ایم .
4. پارسال در تجمعات مقابل مجلس کم نبودند زنانی که به اعتراض آمده بودند و تا آخرین لحظه ها هم ایستادند و در بین همکارانی که به زندان رفتند ؛ بودند شیر زنانی که طعم تلخ زندان و توهین و بی احترامی ها را چشیدند و سر خم نکردند پس قضاوت عجولانه نکنید .
5. آیا بعنوان معلم و معترض به مسائل صنفی حق داریم حرفهائی بزنیم که اپوزیسیون هم از زدن آن حرفها ابا دارد و یا از شنیدن حرفهای ما ذوق زده شود ؟ آیا تنها راه مبارزه قهر و گوشه گیری و همه را به چشم دشمن نگریستن است ؟ آیا نمی خواهیم فکر کنیم آنها که بر ما اینچنین ظلم می کنند از ما چنین رفتاری نیز طلب می کنند و با چنین اعمالی دل ایشان را شاد می کنیم و بس ؟ آیا با تحریم انتخابات ؛ ضدیت با اصول اولیه نظام و انقلاب و گفتن و نوشتن حرفهای تند و آتشین و چریک بازی های دهه 40 و 50 وضع مان از این که هست بهتر می شود ؟ با رفتارهای خشن و غیر معقولانه خود را در چشم مردم افرادی حریص و تنبل و زیاده خواه و بی منطق معرفی نمی کنیم ؟ آیا بهتر نیست بجای آن که جبهه گیری کنیم مشکلات مان را به جامعه بگوئیم تا بدانند آنچه به ایشان راجع به ما گفته می شود صرفا دروغی بیش نیست ؟ آیا بهتر نیست به افراطی گری کشیده نشویم ؟
دور گردون گر دو روزی بر مرادما نبود دائماً یکسان نباشد کار دوران غم مخور
شاد و پیروز باشید
جامعه اسلامی جامعه آدم های با هوش و فضول است ، جامعه بره ها نيست . جامعه آدم هاي آگاه است . شهيد مظلوم آيه ا... دكتر بهشتي