خود سانسوری می کنم پس می توانم باشم !!
یادداشتی از استاد صدیق سروستانی - وبلاگ جامعه شناسی زمینی
بسمه تعالی
بسیاری از دوستان و یاران مجازی
و غیر مجازی که لطف دارند پی غام و پس غام می دهند و بر خموشی و خاموشی من خرده می
گیرند و سر زنش می کنند که ” گلیم خویش از آب بیرون برده ای و غریق را رها کرده ای
” و برخی گله می کنند که یک سالی آمدی و عده ای را معتاد کردی و دکان را بستی ( البته
از سر لطف مرا می نوازند و تعریف و تمجید روا می دارند که طرحی نو در انداخته بوده
ای و ال و بل کرده بوده ای) و بسیاری تر از
یاران و دوستان غیر مجازی و مجازی هم پس غام و پی غام می دهند که ” هش ش ش ش دار که با دم شیر می کنی بازی ” و من ، این من رنجور
، این وسط مثل دانه ی گندمی و بلکه هم دانه ی جویی ، گیر کرده ام بین دو سنگ زیرین
و زبرین آسیا و نه خشت جانی دارم و نه استخوان به درد خوری از من باقی مانده که زیر
یک جای وطن به زنم و چیزی را دو باره به سازم .*
راستش را به خواهید علت کسادی
این کلبه ی کوچک جامعه شناسی زمینی ، نه از بی زمینی است و نه از جامعه ناشناسی ، که
تازه چار پنج ماهی است فهمیده ایم که آقا این جامعه و این ملت از آن چه و آن که ما
پیش تر شناخته بودیم به عظمت و بزرگی ، بسی سالار تر و یگانه تر است ، و علت اصلی همانا
گرفتار شدن ما به بیماری باستانی ” سانسورکاری ” یعنی مرض ” خود سانسوری ” که اگر ولش
کنی به مرور و ضرور زمان و مکان به ” سازگاری “ تغییر شکل می دهد .
یعنی ما هم مثل
سایر اعضا و اجزای ” خود سانسور کار ” قشر محترم و منحرف رشته های علوم انسانی ، دست
به کاری زده ایم که ” غصه سر آید ” البته مال ما یک کمی متفاوت است و یک جور دیگری
است . یعنی عقل خویشتن خودمان را به کار انداخته ایم و به جای ” به کوچه ی علی چپ زدن
” و ” یکی به نعل و یکی به میخ زدن ” و ” شریک دزد و رفیق قافله شدن ” و ” شب یواشکی
تو خونه ی این و روز آشکارا تو دفتر اون ” جلسه کردن و برای اتحاد و اتفاق و اعتماد و التزام و احترام
از دست رفته راه حل های الکی و دولکی ارائه دادن ، به کلی دست به خود ” صم و بکم و
عمی ” سازی خودمان زده ایم و تا اطلاع ثانوی لال و کر و کور شده ایم و خودمان دکان
خودمان را ” کساد “ کرده ایم تا به ” فساد
“ نیفتیم .
خود شما هم اگر جای ما بودید حتما ترجیح می دادید ، دکان تان ” کساد ” شود
، تا خودتان متهم و بلکه محکوم به ” فساد ” !!
حالا برای این که شیوه ی تبدیل
کردن خودتان به یک چنین موجودی را هم از یک آدمی که شصتاد تا پیرن بیش تر از شما خریده
فرا به گیرید ، نسخه ی آن را مجانا و ذیلا تقدیم می کنم :
- خودتان را لال کنید
تا بتوانید حرف بزنید
- خودتان را کر و کور کنید تا بتوانید بنویسید
- خودتان را ضبط و ربط
کنید تا بتوانید جزء ” اراذل و اوباش “ نباشید
- خودتان را خار پشت
کنید تا بتوانید ” مخملی ” نباشید
- خودتان موبایل تان
را خاموش کنید تا بتوانید ” خائن ” نباشید
- خودتان با خارج از
کشور تماس نگیرید تا بتوانید ” جاسوس “ نباشید
- خودتان را از میان
باتوم های برادران عبور دهید تا بتوانید ” نماز جمعه “ بخوانید
- خودتان را به خوش
خیالی بزنید تا بتوانید ” سیاه نمائی “ نکنید
- خودتان را سیاه کنید
تا بتوانید ” سبز “ نباشید
- خودتان با هواپیما
از یک جای مملکت به یک جای دیگرش بروید ، اگر تصادفا زنده ماندید ، می فهمید معجزه
یعنی چه و چرا آقایان اصرار دارند که بگویند آقا امام زمان ( عج ) خودشان مملکت را
مدیریت می کنند
- خودتان آب شنگولی مصرف کنید تا خیال کنید با قطار از شیراز به اصفهان رفته اید
- خودتان روزهای مخصوصی
را بزنید به کوه تا بتوانید ” اغتشاش گر “ نباشید
- خودتان را به ” اصول
گرائی ” بزنید تا بفهمید جنگ هفتاد و دو ملت یعنی چه
- خودتان را در چار
دیواری تان حبس کنید تا بفهمید اختیار و ” آزادی “ یعنی چه
- خودتان دفاعیات آتشین
و قاطعانه ی اسدالله عسکر اولادی رئیس اتاق بازرگانی از اجنا س وارداتی چینی را گوش
کنید تا بفهمید ” استقلال “ یعنی چه
- خودتان به آرم بالای
کاغذ های اداری نگاه کنید تا بفهمید جمهوریت و ” جمهوری “ یعنی چه
- خودتان برنامه های
صدا و سیما را گوش و نگاه کنید تا بفهمید اسلام و ” اسلامی ” یعنی چه
- خودتان در مراسم افتتاح
سال تحصیلی در دانشگاه ها شرکت کنید تا بفهمید رئیس جمهور یعنی چه
- خودتان بازجوئی مرتضی
حیدری اخبار خوان تلویزیون از سعید حجاریان در شبکه ی یک را تماشا کنید تا بفهمید که
این ماکس وبر نامرد آلمانی که ۹۰
سال پیش مرده ، از همان اول برای ” براندازی “ جمهوری اسلامی
ما نقشه کشیده بوده . کارل مارکس هم که پیش از ماکس وبر مرده همین طور . منتها ماکس
وبر براندازیش مخملی ونرم بوده ولی مال کارل مارکس خشن و سفت و کهریزکی و غیر استاندارد
- خودتان را به ” زن
” بودن بزنید تا بتوانید برای وزیر نشدن جایزه بگیرید**
- خودتان اخبار ۲۰:۳۰ را تماشا
کنید تا بفهمید که آن یک میلیارد دلار کذائی نه در دولت بلکه در ساختمان دیوان محاسبات
و در فاصله ی بین دادسرای دیوان و روابط عمومی آن گم و گور شده
- خودتان برنامه ی زنده
ی شبکه ی یک سیما را تماشا کنید :
- ۱ – تا بفهمید مهندسی مادر همه ی
علوم است
- ۲ – تا بفهمید مملکت به ” مردم شناسی
” بیشترنیازدارد تا ” جامعه شناسی “
- ۳ – تا بفهمید آقای احمدی نژاد که
این حرف ها را چشم بسته نمی زند ، بلکه ۱۲۴۰۰۰ ساعت و ۱۴ دقیقه
و ۲۳ ثانیه
تمام توی این زمینه ها در دولت کار کارشناسی شده . آن وقت یک مشت خس و خاشاک خیال می
کنند بعضی ها اندازه ی قطر توپ فوتبال را که حتی علی دائی هم نمی دانست می دانند ولی فرق بین مردم شناسی و جامعه
شناسی را نمی دانند
خوب : پست های جامعه شناسی زمینی
هم متاسفانه دراز از کار در میاید که برخی از دوستان و یاران به ما ایراد وارد می کنند
ولی این دفعه را به خاطر این که کلی وقت بود غایب بودیم به بخشید .
گروهی از یاران
و دوستان هم ایراد می گیرند که چرا من زیر اسم و عنوان ” جامعه شناسی زمینی “ ، شعر
و خاطره و طنز و حرف های سیاسی می نویسم و چرا کار تاسیسی و پروفشنال و جامعه شناختی
نظری و غیره نمی کنم .. راستش اولا با این نظر حکیمانه ی دیشب آقای احمدی نژاد که لابد
دیگر فاتحه ی جامعه شناسی خوانده است و تمام . ثانیا با این همه استاد و پروفسوری که
دائم توی تلویزیون درس و بحث جامعه شناسی می دهند و می کنند ، و این حملاتی هم که به
علوم انسانی و اجتماعی می شود ، چیزی نمانده که اسم این کلبه را بنا به ملاحظات امنیتی
و راهبردی و سوق الجیشی وغیره عوض کنم و بگذارم
” سیب زمینی “ که همه ی مشکلات مملکت یک دفعه با هم حل بشود و برود پی کارش
.
مشکل اسم جدید فقط این است که موقع انتخابات بعدی ممکن است از آن سوء تعبیر شود که
آن هم یک جوری درستش می کنیم . انسان که نباید از سیب زمینی هم بترسد ونا امید باشد
!!
تازه اگر یک زمانی هم آقایان
برای ماله کشیدن به بعضی کارهایشان به جامعه شناسی نیاز پیدا کردند لابد خودشان می توانند یک ” معاونت
جامعه شناسی با مسئولیت محدود ” در دولت درست کنند و در آن جا ” به مقدار
لازم ” بک چند تا کلمه از کلمات ارزنده ی
: بازخوانی ، باز اندیشی ، بازتاب ، برداشت ، برساخت ، پیشامدرن ، پسا ساختار گرائی
، گفتمان ، نماد ، دال ، ساختار ، بافتار ، متن ، بینا متنی ، هرمنوتیک ، بلازه ، دیگر
بودگی ، و اسامی بزرگانی مانند هگل ، کانت ، هبرماس ، جفری الکزندر ، گیدنز ، فوکو
و بوردیو و الیاس و دیگران به فرمایشات خودشان اضافه کنند و پس از نیم ساعت از مایکروفر
در بیاورند بیرون و ببینند چه چیز با حالی می شود و بفهمند که در این سرزمین چه خوش
باشانه می توان ” باشیدن “ و ” سازگاری” را تجربه کرد و چهره ی ماندگار هم شد !!
***
********************************
*اشاره به شعر زیبا و حماسی خانم سیمین بهبهانی که می گوید :
دو باره می سازمت وطن ، اگر چه
با خشت جان خویش
ستون به سقف تو می زنم ، اگر چه با استخوان خویش
** یکی از خانم ها که ” وزارت “ را پس داد تا بر آقایان ” ولایت “ پیدا
نکند مورد تقدیر یکی از آیات عظام قرار گرفت و دومین خانم هم امروز ۲۰ مهر
ماه اعلام کرد که وزیر نمی شود که نمی شود .
*** با گوش های خودم شنیدم و با چشم های خودم دیدم که یک عدد پروفسور
در تلویزیون می گفت : آمریکا دشمن ماست پس هر چی به نفع ما باشه به ضرر آمریکا و هر
چی به نفع آمریکا باشه به ضرر ماست . یک ” پروفسور بعد از این ” هم در برنامه ی زنده
ی تلویزیون می گفت : چون کشور عزیز ما اسلامی است ما بحمدالله اصلا مشکل اعتیاد نداریم
و ملت عزیز ما نباید نگران باشند .
ای خداااااا مردیم از خوشبختی
http://sedighsarvestani.ir/?p=706
جامعه اسلامی جامعه آدم های با هوش و فضول است ، جامعه بره ها نيست . جامعه آدم هاي آگاه است . شهيد مظلوم آيه ا... دكتر بهشتي