شیرزاد عبداللهی : وبلاگ من از صفحه روزگار محو شد

از روز چهارشنبه 25 شهریور ، دوستانی که به وبلاگ یادداشت های شیرزاد عبداللهی مراجعه می کنند به جای لوگوی سابق عنوان جعلی و مسخره «خاطرات یا خطرات » را روی صفحه می بینند. برخی دوستان تصور کرده اند که اینجانب در حال بازسازی وبلاگ با قالب جدید هستم، کسانی هم تلفنی می پرسند که آیا وبلاگ شما فیلتر شده است؟ هر چند در مقیاس حوادث این روزها ، بسته شدن یک وبلاگ حادثه ای پیش پا افتاده و عادی است ، اما به احترام خوانندگان وبلاگم توضیحات زیر را ضروری می دانم.

وبلاگ شخصی من بدون هیچ اخطاری مسدود و یا بهتر بگویم از صفحه روزگار محو شده است. نامه ای به بلاگفا نوشتم و دلیل انسداد را پرسیدم ، جوابی دریافت نکردم. این درحالی است که به گمان خودم همه خطوط قرمز اعلام شده و نشده ای رسانه های کاغذی ( که بسیار محافظه کارند) را رعایت می کردم و بر این تصور بودم که لابد بستن و فیلترینگ سایت ها حساب و کتابی دارد و بر اساس موازین قانونی وحداقل آیین نامه های دولتی اعلام شده صورت می گیرد. اما زهی خیال باطل !

بی قاعدگی ظاهرا تبدیل به یک قاعده شده است. بلاگفا یک سرویس داخلی است و قادر به دفاع از حقوق صاحبان وبلاگ های ایرانی و شایسته اعتماد کاربران نیست.البته برخی از دوستان، گردانندگان بلاگفا را مقصر نمی دانند و معتقدند که بلاگفا خود در حال مسدود شدن است.! در روزهایی که حتی سایت پارلمان نیوز متعلق به فراکسیون خط امام نمایندگان مجلس خودسرانه فیلتر می شود ، اعتراض به بسته شدن وبلاگ یک فرهنگی شاید سبب خنده قدرتمداران حاکم بر فضای مجازی داخلی شود.بایگانی نوشته های دو ساله من با این اقدام خودسرانه از بین رفت.اما با این کارها گردش اطلاعات متوقف نمی شود. دوستان می توانند اخباری که در سایت من منتشر می شد از طریق سایت ها ی دیگرکه بسیار پربارتر از وبلاگ من هستند، دریافت کنند و از این باب خسارتی به کسی وارد نمی شود. در حوزه آموزش و پرورش همه صدا ها سبزند.

نابودی بایگانی نوشته های من هم اتفاقی است عادی ! در ایران معمولا در حوزه اندیشه و فرهنگ انباشتی صورت نمی گیرد و بسیار رایج است که کارها بارها و بارها از صفر شروع شود.آتش زدن به خرمن اندیشه و تبدیل کشتزار سبز به زمین سوخته و رویش دوباره جوانه ها رسمی کهن در این دیار است.

می ماند تحلیل های من در حوزه آموزش وپرورش. اگر احتمال بدهیم که حساب و کتابی در میان بوده که به نظر من احتمالش ضعیف است ، شاید در آستانه سال جدید تحصیلی خواسته اند نگاه من و صدای ناسازو سبز مرا حذف کنندو تشخیص داده اند که مصلحت آن است که این زمزمه خاموش شود. اگر چنین باشد، به دلایل بسیارباز هم عقلانیتی در این اقدام نیست ، اما مگر کارها بر مدار عقلانیت می چرخد؟ چه انتظار عبثی! من پیش بینی میکنم روزی برسد که  دنبال صداهای معتدلی بگردند که حرف بزنند و نقد کنند و کسی حاضر به گفتگو با آنها نباشد.

از همه دوستانی که در این مدت به با نگاه موافق و یا مخالف صفحه وبلاگ شیرزاد را گشودند تشکر می کنم . هنوز در مورد شیوه ادامه کار به تصمیم نرسیده ام. اطلاعات فنی من خیلی محدود است بنابراین با کسانی که در زمینه فنی قضیه واردند مشورت می کنم .

به نقل از وبلاگ آقا اجازه

ديروز تقريرات 

 امروز يادداشتهاي شيرزاد عبداللهي

 فردا ........... ؟؟؟