خلاصه گفتگوي عماد افروغ با فردا
نبايد چشم مان را به روی واقعیت ببندیم. برخی نمیخواهند متوجه اين واقعیت، يعني سلب اعتماد عمومي و افتراق فزاينده در جامعه شوند. بايد اين را به عنوان يك آسیب بپذیریم و ریشهیابی کنیم که از کجا زاده شد .
در خصوص انتخابات حداقل در وجه نرمافزاریاش اشکال داشتیم. وجه نرمافزاری به تریبوني به نام رسانه ملی برمیگردد كه بايد یک رسالت ملی را عهدهدار شود اما این رسالت چند سالی است که به احسن وجه ادا نمیشود و بیش از اینکه ملی و فراقوهای باشد، قوهای و آنهم ناظر به جناح و قشر باریک و تنگ از یک اردوگاه وسیع است. زمانی که رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم بودم، چندین بار به آقای ضرغامی تذکر دادم که شما رسانه ملی هستید و نباید در اختیار قوه مجریه باشید. در اختیار قوه مجریه بودن یعنی چه؟ یعنی پوشش دادن خاص به برخی اخبار دولت خصوصاً رييس آن .
در دمادم برگزاری انتخابات شاهد همین سیاست ها بودیم و دیدیم که یک تریبون چگونه در اختیار یک کاندیدا قرار میگیرد و این تریبون در اختیار کاندیدای دیگر قرار نمیگیرد. يعني فرصت ملی رسانه ای برابر تعریف نشده و این خود یک تخلف است. علاوه بر این تخلف نرمافزارانه ، شبهاتی که من خودم شاهدش بودم و گواهی می دهم، راجع به تخلفات سختافزارانه و نرمافزارانه قبل از انتخابات مانند توزیع سهام عدالت، توزیع مواد غذایی، بخشودگی وام هاي کشاورزی و مانورهایی که میتواند آرای بخشی از تودهها را جذب کند. خوب اینها را چرا می گذاریم درست موقع انتخابات؟
یک سری تخلفات هم ناظر به زمان حین انتخابات است. اینکه گفته شده 3 میلیون تخلف در آراء تغییری ایجاد نمیکند این حرف برای جمهوري اسلامي بسیار زشت است . در یکی از شهرهای فرانسه به خاطر 3 رأی تخلف، دادگاه حكم بر ابطال كل انتخابات شهر را داد.(رئیس شعبه که برادرش کاندیدا بوده سه برگ تعرفه در جورابش پنهان می کند به همین خاطر شکایت می کنند و دادگاه رای بر ابطال کل انتخابات شهر می دهد).آنجا که ادعای دینی بودن و اخلاقی بودن ندارند.
برای اولین بار بود که بلافاصله روز بعد از انتخابات، نتیجه رای رئیسجمهور تعیین میشود آنهم نتیجه دقیق . روز شنبه بعد از انتخابات من حسب همین مسموعاتی که از رسانه های مختلف داشتم خیلی احساس خطر کردم و گفتم که حتما کشور به خاطر این ذهنیت که رای اعلام شده با انتظاری که وجود داشته، سازگاری ندارد، منجر به ایجاد یک ذهنیت در جامعه می شود و اگر پاسخ مناسب به این ذهنیت داده نشود، میتواند به یک شورش شهری بیانجامد. با برخی همکارانم صحبت کردم و واقعا احساس خطر کردم. نهایتاً با آقای ایروانی که از اعضای مجمع تشخیص هستند و در بیت رهبری هم مسئولیتی دارند، تماس گرفتم و گفتم كه احساس خطر می کنم. ایشان گفتند یعنی یک شورش شهری در پیش است؟ گفتم بله، اگر می توانید اینها را منتقل کنید.
کسی که شورش های شهری را بشناسد هم به لحاظ نظری و هم اینکه روی شورش های شهری ایران کار کرده باشد، خیلی راحت می تواند حدس بزند که چه اتفاقی دارد می افتد .
متأسفانه این رخداد طبیعی که ناشی از یک ذهنیت ولو غلط بود را به انقلاب مخملی منتسب کردند. گفتند که قطار انقلاب در هر ایستگاهی یک عده ای را پیاده می کند! آخر این چه قطاری است که در یک ایستگاه 14 میلیون از آن پیاده بشوند. اگر اینها مخملی هستند، شما هم باید بپذیرند که از جنس نظامهای سوسیالیستی چین و روسیه هستید.
آن سرمنشأهايي که به مردم و معترضان نسبت انقلاب مخملی میدهند به دو اعتبار باید محاکمه شود : یکی به اعتبار اعتراضات مردمی. مردم می توانند یقیه چنین کانون هایی را بگیرند که چرا به ما گفتید مخملی و یکی هم به اعتبار حاکمیت. حاکمیت باید یقیه این کانون ها را بگیرد و بگوید که چرا ما را با نظام های سوسیالیستی چین و روسیه مقایسه کردید.
من امروز نگران سلب اعتماد از اصل حاکمیت و اصل نظام جمهوری اسلامی هستیم، باز هم آقایان گوششان بدهکار نیست . بسیاری از علمایی که تا دیروز مدافع جدی مردمسالاری دینی بودند و هستند و شناخته شده اند، میگویند كه سر ما پیش یک جوان 18 ساله از شرم به زیر است. چرا متوجه نیستید چه ضایعه بزرگی به وجه نرمافزاری جامعه، ضرورتها، انقلاب و جمهوری اسلامی وارد میکنید؟
عدهای هستند که به هر قیمتی میخواهند در قدرت بمانند . این به هر قیمتی در قدرت باقی ماندن ترجمانی از ماکیاوليزم است. مگر قرار نبود از ماکیاولیزم فاصله بگیریم و بین اخلاق و سیاست رابطه برقرار کنیم؟ رابطه اخلاق و سیاست یعنی، سیاست در بهترین حالتش ابزار اخلاق است نه اخلاق ابزار سیاست .
مردم به تدریج پشتیبانی خود را از دولت پس میگیرند، این پس گرفتن میتواند زمینه را برای یک سری واکنشهای غیرقانونی و حتی غیرمدنی و قهرآمیز فراهم کند . وقتی صاحبان قدرت از مجاری وکانالهای قانونی استفاده نمیکنند و اجازه اعتراض قانونی به معترضان نمیدهند اَشکال غیرقانونی اعتراض خودش را نشان می دهد. اين اَشکال غیرقانونی میتواند مدنی یا غیرمدنی باشد.
سلب اعتماد میتواند شکافها را تعمیق کند و این شکافها میتواند زمینه را برای ظهور واکنشهای مدنی و غیرمدنی، خشونت آمیز و غیرخشونت آمیز فراهم کند. خود این واکنش ها میتواند یک تجلی کودتايی داشته باشد. کودتا میتواند از جنس یک گرایش مذهبی باشد، به این صورت که نخبگان بیایند و سره از ناسره کنند و حساب ارزش ها و انقلاب را از سیاستها و رفتارهای برخی دولتمردان ما جدا کنند، در صورت عدم توفیق اینها، خدای ناکرده ، یک حکومت سکولار در انتظار ماست .
الان شرایط به شدت به سمت ستیز میرود. برخورد قهرآمیز حاکمیت از یک طرف، عدم اجازه راهپیمایی و تشکل قانونی از سوی دیگر و همچنین اعتراض عمومی. اینها اگر کنترل و جلوگیری نشوند می توانند به حوادث ناگواری ختم شوند. باید بین فرهنگ و سیاست یک تعامل وجود داشته باشد. سیاست باید در خدمت ارزشها و هنجارهای مردم باشد و مردم به آن مشروعیت به معنای مقبولیت اعطا کنند.
می توانستیم این رأی چهل میلیونی را به عنوان برگ برنده دموکراسی به رخ بکشیم. اما متأسفانه حوادث بعدی این به رخ کشیدن را تحتالشعاع قرار داد. برخی میگويند دست غربیها درکار بوده، پس شما کجا بودید؟ شما چکاره بودید؟ شما که غرب را میشناسید چرا در بازی آنها افتادید؟
نباید حقیقت یا عدمحقیقت را با قدرت ارزیابی کرد. نباید به محض اینکه کسی به قدرت رسید آن را بر حق دانست و آنهائی که به قدرت نرسیدهاند را باطل . این حرفها بوی قدرت و تا حدی بوی باروت میدهد .
http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=87799
جامعه اسلامی جامعه آدم های با هوش و فضول است ، جامعه بره ها نيست . جامعه آدم هاي آگاه است . شهيد مظلوم آيه ا... دكتر بهشتي