روز 12 ارديبهشت در تقويم هاي مان « سالروز شهادت استاد مرتضي مطهري و روز معلم » نام گرفته .
در مرتبت و عظمت آن استاد يگانه و آن فيلسوف و دانشمند بزرگ مرتبه همان بس كه امام راحل و علامه طباطبائي رحمت الله عليهما او را پاره تن و حاصل عمر خويش خواندند و در فقدان او عنان اختيار از كف دادند . روحش شاد و راهش پر رهرو .
 اما در طول اين سالها آنچه كه از معلم و معلمي مانده چيست كه روزي هم برايش بگذاريم ؟ براستي انتخاب مشاغلي همچون : مسافر كشي ، پيك موتوري ، شاگرد مغازه و كارمند مشاور املاك يا مشاغلي ديگر ازين دست توسط  معلمان براي گذران يك زندگي به نسبه آبرو مند  نشانه هائي از آن نيست كه معلم و معلمي نيز همراه با شهادت استاد مطهري به شهادت رسيده و روز معلم نكو داشت مرحوم مغفور مبرور مسرور معلم است ؟
فزون بر رنج نداري و گرفتاري ، اين سالها بايد رنج دروغ هاي بي شماري را نيز تحمل كرد كه مثل آب خوردن گفته مي شود و خلائق نيز ساده انگارانه باور مي كنند كه : همه مطالبات تان را كه داده اند ، ديگر چه مي خواهيد و ازين قسم .... !!!!  حالا دارد براي معلمها عادي مي شود كه شب كه به خانه مي روند جوابگوي همسران رنج كشيده شان نيز باشند كه : اخبار گفت ................ و ...............و ............. .
سالهاي سال است از اواسط خرداد مدارس تعطيل است تا آخر شهريور . سيستم گرمايش مدارس و شرايط عبور و مرور در زمستان به گونه اي است كه اولين برف نسبتا سنگين يكي دو روز تعطيلي مدارس را به همراه دارد . بقال و چقال و قصاب و آهنگر وقتي كه مي فهمند معلمي بلادرنگ مي كويند : شما كه راحتيد سالي دو سه ماه سر كار مي رويد تازه با يك برف دو هفته تعطيل و هكذا ............
در اين واويلا مراسم روز معلم هر سال براي مديران مصيبت عظما نباشد مايه دردسر است . از ابتداي سال نو برنامه ريزي براي تامين بودجه و جلسه و مجوز و نهايتا خريد : پتو يا قابلمه يا كتري قوري يا .............. آنهم در راستاي بزرگداشت مقام شامخ معلم . در شكل محترمانه تر جمع آوري اعانه توسط اوليا شاگردان يك كلاس براي خريد يك ربع سكه يا يك سكه تمام . ( تصور كنيد كارگر زحمتكشي كه توان سير كردن شكم خود و زن و بچه اش را ندارد حال بايد براي خريد روز معلم مبلغي پول به بچه بدهد تا به مدرسه ببرد ) .
كجاي اين اوضاع و احوال ، شرايطي ايجاد مي كند كه روز معلم را تبريك بگوئيم ؟ در اين گير ودار خيانتي كه شياداني گرگ صفت در لباس معلم مي كنند و شاگرد را مجبور به پذيرش تدريس خصوصي مي كنند و هزينه هاي كلان از خلايق مي ستانند ظلم مضاعفي است كه در كنار مطالبات بحق صنفي بايد سر لوحه خواسته ها و اعتراضات معلمان قرار گيرد تا دامن معلمان به گناه معلم نمايان آلوده نشود .