در باب تعامل
گزيده بيانات وزير آموزش و پرورش پس از بازديد از خبرگزاري پانا در جمع خبرنگاران :
1. بودجه پيشنهادي آموزش و پرورش درسال آينده 9هزار ميليارد و 300ميليون تومان است که به اعتقاد کارشناسان در سال 88 با 8 هزار ميليارد و 700 ميليون تومان يعني 47 درصد با کسري بودجه مواجه خواهد بود.
3. برخي من وزير منتقدي هستم، من ابايي از بيان نارسايي ها ندارم. خيلي چيزها در اين سال ها تغيير کرد و نظام تعليم و تربيت نيز متفاوت شد و بايد جامعه اين تغيير را باور کند.
4. بررسي کنيد که چرا آموزش و پرورش بايد همواره کسري بودجه داشته باشد و هميشه مسئولان آن مورد پرسش قرار گيرند.
5. ارتقاي سطح علمي کشور از مهمترين دستاوردهاي آموزش و پرورش بوده بطوريکه نسبت به متوسط دنيا در اين بخش موفق عمل کرده است و اين وزارتخانه درخصوص ارتقاي مذهبي دانش آموزان نيز فوق العاده موفق بوده است.
6. من بعداز نقد هر بخشي از آموزش و پرورش آن را اصلاح کردم و به تغيير محتوايي آن پرداختم. برخي از مسئولان ترجيح مي دهند که چيزي نگويند و محافظه کار باشند اما من ترجيح مي دهم که مصلحت آموزش و پرورش و کشور را در نظر بگيرم و برخي از جاها نيز فرياد بزنم.
7. اجراي قانون مديريت خدمات کشوري عمومي است و تابع بودجه آموزش و پرورش نيست و بر مبناي تصميم دولت، آموزش و پرورش آمادگي دارد براي همه کارکنان و بازنشستگان خود آن را انجام دهند که آيين نامه آن در دولت تدوين مي شود و آموزش و پرورش مجري خواهد بود.
و اما چند نكته در باب بيانات آقاي وزير :
1. جناب وزير بهتر مي دانند كه بيانيه كانون در اعتراض به اجرا نشدن لايحه خدمات مديريت كشوري است و نه مرتبط با انتخابات . دو سال قبل نيز مسئولين وزارتخانه اعتراضات معلمان را وابسته به آنسوي مرزها ذكر كرده و شرايط را پيچيده تر كردند تا جائي كه در جلسه استيضاح فرشيدي نمايندگان محترم مجلس با اعتراض به اين شيوه بيان داشتند " آتش را با آب بايد خاموش كرد نه با بنزين "
2. چگونه است كه آنچه جناب وزير بيان مي دارند انتقاد است و سازنده اما اگر همين حرفها را ما معلمان بزنيم خروج از خط قرمز است ؟ اگر ايشان در حيطه مسئوليت شان تصميم گيرنده هستند ، از خود انتقاد مي كنند يا قصد عوامفريبي دارند و اگر توان تغيير ندارند چرا استعفا نمي كنند ؟ آيا برازنده يك وزير است كه با فرافكني با اعتراض پرسنل وزارتخانه اش برحورد كند اما خود معترض و منتقد رديف اول باشد ؟
3. چگونه ايشان كه يكسالي است به آموزش و پرورش آمده اند مصلحت آموزش و پرورش را در نظر گرفته و ترجيح مي دهند كه فرياد بزنند اما به با ما معلمان كه سالها عمرمان در مدارس پاي تخته سياه گذشته و رنج دوران كشيده ايم و نه از سر مصلحت كه از سر حقيقت به وعده هاي داده شده و اجرا نشده معترضيم ، انگ وابستگي و سياسي كاري مي زنند ؟
4. آيا بهتر نبود ايشان نحوه و چگونگي تعامل شان با تشكل هاي صنفي را نيز ذكر مي كردند ؟ آيا تبعيد و حكم حبس تعليقي براي معلمان از ديد ايشان تعامل است ؟
جامعه اسلامی جامعه آدم های با هوش و فضول است ، جامعه بره ها نيست . جامعه آدم هاي آگاه است . شهيد مظلوم آيه ا... دكتر بهشتي