بدنبال پرتقال فروش
رئيسجمهور در يك سخنراني تاريخي ديگر، اين بار در شهر قم با نسبت دادن مشكلات اقتصادي كشور به برخي عوامل و محافل، از سوءاستفادههاي گسترده اين اشخاص از امكانات عمومي خبر داد.
اگر همانند برخي كارشناسان همچون دكتر توكلي، رئيس مركز پژوهشها، اينگونه اظهارات و نسبت دادن مشكلات به ديگر نهادها و اشخاص را فرافكني ندانيم و وجود باندهاي اقتصادي كه به سوءاستفاده از اموال عمومي ميپردازند را به عنوان يك باور عمومي بپذيريم، آنگاه بايد با تأمل در رخدادها و حوادث دو سال گذشته، كه موجب ايجاد درآمد بادآورده براي اين اشخاص يا مافياها شده است، صاحبان اصلي آنها را بشناسيم.
1. با تصميم غيرمنتظره شوراي اقتصاد، تعرفه گوشي تلفن همراه، به يك باره از 4 درصد به 60 درصد افزايش يافت و قيمت گوشي تلفن همراه به شدت در بازارهاي داخلي گران شد، اما بررسي نهادهاي نظارتي نشان داد اين تصميم مسئولان اقتصادي دولت، براي برخي از اشخاص، چندان غيرمنتظره نبوده و اين فرد كه تصادفا روابط نزديكي با يكي از مشاوران رئيسجمهور دارد، اقدام به وارد كردن پنج ميليون گوشي تلفن همراه، دقيقا پيش از پانزده برابر شدن تعرفه كرده و درآمد دويست ميليارد توماني از آن به دست آورده است. جالب آنكه چند ماه بعد، تعرفه گوشي به 40 درصد كاهش يافت و از آغاز سال 87، بار ديگر به ميزان 4 درصد گذشته بازگشته است.
2. با تصميم شوراي اقتصاد در دولت نهم، سيمان بار ديگر وارد سبد حمايتي شده و با توجه به تفاوت دست كم پنجاه هزار توماني هر تن سيمان به قيمت دولتي يا آزاد سالانه دستكم هزار ميليارد تومان رانت از صنعت سيمان كشور خارج و به جيب دلالان و واسطهها كه ارتباطات مناسب با وزارت صنايع و بازرگاني دارند، وارد ميشود.
3. با ارايه مجوز واردات شكر در سال 85 به برخي از اشخاص توسط وزارت بازرگاني دولت نهم، ميليونها تن شكر مازاد بر مصرف، وارد كشور شد و علاوه بر آنكه موجب ورشكستگي برخي كشاورزان و صنايع داخلي شد، سود هنگفت و بيسابقهاي را نصيب دلالان كرد.
4. با يك تصميم تجاري ديگر، انبوه واردات برنج پاكستاني به قيمت گران در بازار، علاوه بر آسيب زدن به كشاورزان، موجب تشديد تورم شده و دهها ميليارد تومان سود را عايد واسطهها كرد.
5. با مصوبات استاني دولت، مبني بر پرداخت وامهايي با يارانه و درصد سود پايين به افراد، حجم مطالبات معوقه و وصولنشده سيستم بانكي به رقم بيسابقه پانزده هزار ميليارد تومان رسيده و شماري از بانكهاي دولتي، در آستانه ورشكستگي قرار گرفتند که مورد اعتراض رئيس کل بانک مرکزي نيز قرار گرفت.به عنوان نمونه، رئيس يكي از شعبات يك بانك در يكي از شهرستانهاي كوچك شمال كشور، چندي پيش از ارايه ده ميليارد تومان وام از سوي شعبه تحت مديريتش سخن ميگويد كه از ابتدا مشخص بوده به دليل محكم نبودن وثيقههاي نهادهشده، برنخواهد گشت.از سوي ديگر، دريافتكنندگان وام با بهكارگيري اين وجوه كلان دريافتي در بازار مسكن و زمين و... موجب تورم شدند.
6. با تصميم دولت مبني بر حذف تعرفه واردات از ميوههاي لوكس خارجي، علاوه بر زيان كشاورزان، درآمد هنگفتي عايد دلالان ميوه شد. اين در حالي است كه رونق بازار مافياهايي نظير چاي، دانههاي روغني و پارچه در دو سال اخير افزايش يافته و به مدد واردات بيرويه و مصون از نظارت، سرمايهداران علاوه بر پرداخت حق و حقوق حاميان آنها، خود نيز به درآمدهاي نجومي رسيدهاند.
بسياري از مردم حتي اگر بسياري از مسئولان و مقامات دولت نهم را مستحق انتقاد بدانند، آنها را داراي سلامت اقتصادي ميشناسند. اما اكنون اين پرسش مطرح است كه چرا در اين مقطع، ايران به بهشت مافياهاي اقتصادي تبديل شده است؟ آيا چهرههايي كه در دولتهاي گذشته صاحب نفوذ بودند، قدرت تصميمگيري در زمان دولت نهم را دارند و يا آنكه قدرتمندان دولت نهم با تصميمات خود، مافياها را متمول كردهاند؟براي مثال، در بازار مسكن كه گفته ميشود توسط مافياهاي مسكن و با استفاده از وجوه بانكهاي دولتي دچار التهاب شده است، با توجه به آنكه 95 درصد اعتبارات بانكي كشور در اختيار بانكهاي دولتي و بانك پارسيان است كه مديريت آن نيز دولتي به شمار ميرود، و نيز مديران ارشد بانكهاي دولتي و بانك پارسيان در دولت نهم منصوب شده و از نيروهاي معتمد اين دولت هستند، آيا ارقام نجومي اعتبارات بدون اطلاع و تصميم مقامات ارشد دولت، در اختيار مافياي مسكن قرار گرفته، قادر است يا آنكه بانكها به صورت طبيعي و بدون دستور مقامات ارشد دولت، به پرداخت چنين حجم از نقدينگي به تعدادي از افراد نيستند و در صورتي كه بانكهاي دولتي خودسرانه اين تخلف را مرتكب شدهاند، چرا مديران آن بركنار نشده و با بررسيهاي دو سال اخير وزارت اطلاعات، مجرمان معرفي و دستگير نشدهاند؟اما اگر همه اقدامات انجامشده به سود مافياهاي اقتصادي با اطلاع و دستور برخي مسئولان دولت باشد، سخنان اخير رئيسجمهور چه معنايي دارد و قرار است پولهاي هنگفت به دست آمده در كجا هزينه شود؟ اينجاست كه تنها يك توصيه و مسئله باقي ميماند:
پيدا كنيد پرتقالفروش را!
منبع : تابناک - ۲۹ فروردین

مرغ همسایه ؟
به نوشته قبلی وبلاگ یا ( نامه آقای احمدی نژاد به دیه گو مارادونا و پاسخ طنز ساختگی خبرگزاری های داخلی به ایشان )مجدداً مراجعه کنید .
آیا آقای مارادونا ( با آن چهره منفی شناخته شده ) هنگام مراجعه به سفارت ایران و اهدای پیراهن ورزشی بدنبال مطرح کردن خودش و مجددا چهره خبری شدن نیست ؟ و آیا اینکه رئیس جمهور کشوری با پشتوانه های قوی مردمی و پیشینه تاریخی و فرهنگی و حجم بسیار بالای کارها و وظایف محوله برای نامه نگاری به چنین فردی وقت می گذارد اقدامی منطقی است یا نه ؟
به زمانی حدود یکسال قبل بر گردیم . در اعتراض به عدم تصویب قانونی که سالها وعده تصویب اش به معلمان داده شده بود ؛ این شریف ترین افراد جامعه ناگزیر به اعتراض و حضور در مقابل خانه خودشان شدند و فریاد عدالت سر دادند . اینکه چه پاسخ شنیدند و چه دیدند و ..... را همه می دانیم . روز سیاه 23 اسفند هم از حافظه تاریخی معلمان پاک نخواهد شد . ده روزی پس از آن ماجرا هنگامی که معلمان معترض در سلول های انفرادی بازداشت بودند سربازان متجاوز انگلیسی به آبهای خلیج فارس تجاوز کردند . دستگیری ایشان توسط فرزندان رشید این آب وخاک و همچنین پذیرائی محترمانه از ایشان و ارائه خدمات رفاهی و ورزشی و تفریحی را نیز در تصاویر تلویزیونی دیده ایم . مراسم بدرقه و بسته های سوغاتی اهدائی به ایشان که با حضور رئیس محترم جمهور انجام شد را نیز در یاد داریم .
حال این سئوال در ذهن متبادر می شود که چطور رئیس محترم جمهوری که ما به امید بهتر شدن اوضاع فرهنگ و فرهنگیان به ایشان رای دادیم چگونه برای همه مادرند و برای همکاران شان ........... . ( که ایشان نیز خود را معلم می دانند ) آیا معلمان این مرز و بوم شایستگی و لیاقت این را نداشته و ندارند که رئیس جمهورشان ساعتی با ایشان به گفتگو می نشست و یا پاسخ نامه ای از نامه های بی شمار ایشان را می داد ؟ آیا خاطره روزنامه ها و رسانه های ارتباط جمعی در یاد دارند که رئیس جمهور نمایندگان کانون های صنفی معلمان را به حضور پذیرفته و با ایشان به گفتمان نشسته باشد ؟
این مطالب را از سر استیصال و نا امیدی نمی نویسم . بلکه از الان در انتظار روزهای شیرین هفته دوم اردیبهشت و شنیدن جملات و کلمات باور نکردنی مسئولان خطاب به معلمان هستم . فقط در این فکرم که :
دم خروس یا قسم حضرت عباس ؟؟؟

به گزارش وب سایت رسمی ریاست جمهوری، اندکی پس از آنکه اعلام شد دیگه گو مارادونا، فوتبالیست سابق تیم ملی آرژانتین پیراهن خود را به آقای احمدی نژاد هدیه داده، رئیس جمهور ایران در نخستین روزهای سال جدید، در نامه ای رسمی خطاب به مارادنا نوشت:
جناب آقاي ديهگو آرماندو مارادونا
سلام عليكم
از ابراز لطف آن جناب نسبت به ملت حقطلب و انقلابي ايران و اينجانب صميمانه تشكر ميكنم.
آمريكاي لاتين سرزمين ملتهاي پاك، خونگرم، صميمي و مظلوم است كه تازيانه چند صدساله استكبار، زخمهاي عميقي بر پيكر او نشانده است. ما از فشارهاي سنگين سياسي كه امروز به دولت و ملت آرژانتين براي دست كشيدن از حقوق قانوني و عزت و استقلال خود و مواجه قرار دادن دولت آرژانتين با ديگر دولتهاي مستقل، آزاد و انقلابي وارد ميشود به خوبي اطلاع داريم و مطمئن هستيم كه ملت خوب و دولتمردان و سياستمداران انقلابي آن ديار همراه با ساير ملتهاي صميمي آمريكاي لاتين با وحدت و هوشمندي به مقاومت شكوهمند خود ادامه ميدهند و بدخواهان را ناكام خواهند گذاشت. ما همواره در كنار شما هستيم و ايمان داريم كه آينده از آن ملتهاست.
ما ميدانيم كه قهرماني جوانان آن ديار در عرصههاي ورزشي به ويژه فوتبال نشانه استعداد ژرف و ارزشمند آن ملتها و فرياد عليه عقبماندگيهاي ناشي از سلطه استعمار است. ملت ايران همواره حركت آزاديخواهانه و رهاييبخش ملتهاي آمريكاي لاتين عليه استبداد و نظام سلطه را ارج نهاده و از آن حمايت نموده است. ما از اينكه شاهد اوجگيري روزافزون فضاي بيداري، عدالتخواهي و استقلالطلبي در آن منطقه مهم از جهان هستيم خداي بزرگ را سپاسگزاريم.
يك بار ديگر از خداي متعال براي جنابعالي كه فرد پرآوازهاي هستيد توفيق خدمت به ملت بزرگ آرژانتين، و براي ملتهاي آمريكاي لاتين به ويژه آرژانتين، پيروزي، پيشرفت و موفقيت مسألت دارم.
محمود احمدينژاد
به گزارش خبرنگار عصر ایران از آرژانتین، ساعاتی پیش، نامه ای از طرف مارادونا خطاب به احمدی نژاد به سفیر ایران در آرژانتین داده شد که برای اولین بار منتشر می شود:
نامه باحال شما در کمالات بهت و ناباوری من و ننه مارینا، واصل شد.
راستش اصلا باوراتمون نمی شد که واسه یه پیرهن رنگ و رو رفته ناقابل، رئیس جمهور یک مملکتی واسه ما همچی نامه ای بنویسه. خدا به سر شاهده وقتی همون اول های نامه تون دیدیم شمایی که رئیس جمهور یک مملکتی می باشین خطاب به ما نوشتین که «از ابراز لطف آن جناب نسبت به ملت حقطلب و انقلابي ايران و اينجانب صميمانه تشكر ميكنم.» اینقده ذوق زدیم که نگو. خدایی از پونزده گرم ماریجوانای توپ کلمبیایی هم بیشتر حال داد!
ننه مون هم باورش نمیشد. اولش هی می گفت "ای دیه گوی ذلیل مرده باز چت زدی، اوهام ورت داشته؟! آخه دوازده ساله کدوم آدم درست و حسابی واسه تو نامه نوشته که حالا رئیس جمهور یه مملکتی بنویسه؟" ولی بعدنش که خود نامه با مهر و امضای شما و دفترتون رو دید باورش شد.
ولی وقتی که دیگه ایمون آورد که خودِ خود شما واسه ما همچین نامه ای نوشتین تا دو ساعت می خندید و ورجه وورجه می کرد. دل پیرزن رو شاد کردین آقا، دمتون گرم.
این خوزه شوهر آبجی کوچیکمونه که مالی از کار درنیومد و به جای اینکه بزنه تو خط کوکائین و ماریجوانا و شامپاین و وینچستر و این چیزای نون و آب دار، رفت دانشگاه آق معلم شد و ای... یه جورایی خودشو واسه ما می گرفت.
علی الخصوص وقتی بهش گفتن رئیس جمهور مملکت «ایران» یه همچی نامه ای واسه ما نوشته، یه عالمه خندید و گفت غیر ممکنه که رئیس جمهور یه کشوری که توش کشیدن ماریجوانا و عرق خوری ممنوعه و حتی جوونای خودشون رو واسه آستین کوتاه و چندلاخ مو دستگیر می کنن، ورداره واسه این دیه گوی دودیِ دائم الخمر همچی چیزی بنویسه!
دیگه از کوره داشتیم درمی رفتیم و نزدیک بود باز شیشه آب شنگولی رو تو ملاجش بشکونیم که ننه مارینامون رفت نامه شما رو از لای کتاب دعای اسرار فیلیپیش آورد و داد دست خوزه. کاش بودین و میدیدن قیافه خیط و پیت این بچه خر خون فامیل مارو. چشاش از کاسه زده بود بیرون. هی می خوند و هی می گفت غیر ممکنه! هی می خوند و می گفت غیر ممکنه!
ولی مگه از رو رفت این بچه پررو؟ آخر ورداشته می گه این نامه اشتباهی واسه دیه گو اومده. بعدش هم که من گفتم «خیلی هم خوب اومده بذار در چاله رو»؛ بچه پررو گفت: «اگه راست می گین یکی تون بگه معنی این جمله چیه؟ "ملت ايران همواره حركت آزاديخواهانه و رهاييبخش ملتهاي آمريكاي لاتين عليه استبداد و نظام سلطه را ارج نهاده و از آن حمايت نموده است. ما از اينكه شاهد اوجگيري روزافزون فضاي بيداري، عدالتخواهي و استقلالطلبي در آن منطقه مهم از جهان هستيم خداي بزرگ را سپاسگزاريم."»
زن دائی آرماندو هم زد زیر خنده و گفت این طفلی که نا نداره تا سر کوچه بره دواشو بگیره...و منم که سرم گرم بود شیشه آب شنگولی رو کوبیدم تو سر خوزه خر خونه! آقا جاتون خالی خیلی حال داد. یعنی خیلی حال دادین. واسه یه پیرهن ناقابل که همه می گفتن اه اه بوی کوکائین می ده، اینقده حال و پسته و زعفرون و گز دادین. قربون مرامتون آقا که مثل این آدمای ندید بدید اهل کلاس گذاشتن و به قول این خوزه، "عرف دیپلوماتیک" و این حرفا نیستین. به جان شما نباشه به جان خودم من ایندفعه سفیرتون رو ببینم شلوارم رو هم تقدیم می کنم.
فدای مرام داش احمدینو
دیه گو، عالیجنابِ بعد از این

عيدي
عجيب دولت به فرهنگيان!
بنا بر
شيوهنامه بودجه 87، وزارت آموزشوپرورش موظف است نزيک به نيمي از معلمان حقالتدريس تهران را اخراج يا حقوق آنان را نصف
كند و يا اقدامي بينابين
درباره آنان انجام دهد.به گزارش خبرنگار «تابناك»، بر پايه اين شيوهنامه، سازمانهاي آموزش و پرورش استانها
موظفند در چهارچوب اعتبارات
ابلاغي با استفاده بهينه از نيروي انساني رسمي و پيماني خود، به گونهاي مديريت کنند كه عملكرد ريالي حقالتدريس در
سال تحصيلي 1388 - 1387 در شهر تهران حداقل به ميزان 45 درصد و در
كلان شهرها حداقل به ميزان
25 درصد نسبت به سال تحصيلي 1387
- 1386 كاهش يابد؛ به گونهاي كه سقف ريالي حقالتدريس
در كل كشور، به صورت ميانگين حداقل به ميزان 15 درصد نسبت به سال تحصيلي 1387 - 1386 كاهش يابد.
همچنين
در اجراي ماده 32 قانون مديريت خدمات كشوري، تغيير وضعيت افراد حقالتدريس به
قرارداد كار معين ممنوع است.اين در حالي است كه سازمان آموزشوپرورش تهران در سال گذشته، 3865 نفر از پرسنل خود را بازنشسته كرده و در عوض تنها تعداد 396
نفر را به استخدام رسمي خود درآورده
است. از اين تعداد، 235 نفر معلم حقالتدريسي، 73 نفر مربي پرورشي و 88 نفر دبير فني بودهاند. بنابراين آموزشوپرورش استان تهران مجبور است علاوه بر بهكارگيري معلمان حقالتدريسي
خود براي سال تحصيلي جديد، خلأ ايجادشده از بازنشستگي
تعداد قابل توجه پرسنل خود را با بهكارگيري
معلمان حقالتدريسي پر كند كه در اين صورت با كاهش بودجه حقالتدريسيها به ميزان 45 درصد، مجبور خواهد شد يا از حقوق ناچيز حقالتدريسيها بكاهد كه حقوق آنها به نصف خواهد رسيد
و يا تعداد معلمان حقالتدريسي
را کاهش دهد.
اگر آموزشوپرورش تهران
بخواهد تعداد حقالتدريسيها را كاهش دهد، مجبور به «استفاده
بهينه از نيروهاي انساني رسمي و
پيماني» با استفاده بيشتر از معلمان رسمي و پيماني خود است كه در مصوبه دولت نهم هم به آن اشاره شده که در اين صورت،
اين فرهنگيان بار مضاعفي را به
دوش خواهند كشيد كه اثرات منفي آن نيز بر دانشآموزان تحميل خواهد شد.
به
هر روي، از آنجا كه آموزشوپرورش براي بهكارگيري معلمان اضافه بر ساعات موظفي، موظف است حقالزحمه آنها را در قالب اضافهكار پرداخت كند، هزينه حقوق براي آموزشوپرورش
با زماني كه معلمان حقالتدريس
را به كار ميگيرد، تفاوت چنداني نخواهد داشت و آنچه تفاوت خواهد كرد، بيكار شدن تعداد قابل توجهي از حقالتدريسيها و نيز بار دوچندان تدريس بر دوش معلمان رسمي و پيماني است، مگر
آنكه آموزشوپرورش بخواهد از
پرداخت اضافهكار اين فرهنگيان خودداري كند .
منبع : http://www.tabnak.ir/pages/?cid=8684

گوشت آبگوشت شب عید فرهنگیان نرسید
ارائه بن های کالا به فرهنگیان به مناسبت عید نوروز اقدام مثبتی بود که البته نیمه کاره ماند! در برخی مناطق هنوز برخی اقلام این بن ها ارائه نشده است و فرهنگیان منتظر اقدام فوری مسئولین هستند.در حالیکه ارائه بن های کالا به فرهنگیان به مناسبت عید نوروز اقدام مثبتی جهت کمک به آنها بود اما با پایان عید نوروز هنوز برخی اقلام این بن ها پرداخت نشده است.
به گزارش «فردا»، پرداخت برخی اقلام بن های نوروزی معلمان هنوز انجام نشده است و فرهنگیان منتظر اقدام فوری مسئولین هستند.گفتنی است برای ارائه این بن ها مبلغ 16 هزار تومان از فرهنگیان دریافت می شد. بنابراین گزارش در ازای این بن ها، تاکنون دو کیلو نخود، دو کیلو عدس، 5 کیلو روغن، سه کیلو شکر به فرهنگیان پرداخت شده است.این در حالی است که معلمان همچنان منتظر دریافت مرغ و گوشت این سهمیه خود می باشند. گفته می شود در برخی استان ها معلمان به علت مقرون به صرفه نبودن این بن ها از دریافت آن خودداری کرده بودند .

تازهترين گزارش بنياد آماري يونسكو(UIS) دربارهي سرمايهگذاري كشورها در آموزش و پرورش نشان ميدهد كه جمهوري اسلامي ايران پس از كشورهاي آفريقايي كمترين سرمايهگذاري را در اين زمينه داشته است. بر پايهي اين گزارش دولتهاي حوزهي جنوب صحراي آفريقا، كه شامل 45 كشور از جمله بوركينافاسو، كونگو، كامرون، چاد، ساحل عاج، آنگولا، غنا، ناميبيا، موزامبيك، اوگاندا و سنگال است، روي هم كمتر از فقط يكي از كشورهايي چون فرانسه، آلمان، انگلستان يا ايتاليا در آموزش و پرورش هزينه ميكنند.
اين چهل و پنج كشور آفريقايي با اين كه 15 درصد جمعيت دانشآموزان جهان را دارند، فقط 4/2 درصد منابع جهاني آموزش عمومي را در اختيار دارند.
كشورهاي آمريكاي شمالي و اروپاي غربي نزديك نيمي از منابع جهاني آموزش عمومي را در اختيار دارند و اين در حالي است كه كمتر از 10 درصد جمعيت دانشآموزي و جوان جهان در اين كشورها زندگي ميكنند . كشورهاي آسياي جنوب شرقي و اقيانوسيه با 18 درصد منابع جهاني و جمعيت دانشآموزي 29 درصد، در جايگاه دوم سرمايهگذاري در آموزش و پرورش قرار دارند. كشورهاي حوزهي كارائيب و آمريكاي لاتين با جمعيت دانشآموزي 9 درصد، حدود 8 درصد منابع مالي حوزهي آموزش و پرورش را در اختيار دارند.
اما كشورهاي غرب و جنوب آسيا(منطقهاي كه شامل ايران نيز هست) تنها 7 درصد منابع مالي را در آموزش و پرورش سرمايهگذاري كردهاند، در حالي كه 28 درصد جمعيت دانشآموزي و جوان جهان در اين كشورها زندگي ميكنند.
منبع: http://www.jazirehdanesh.com/find.php?item=6.592.921.fa
منبع اصلی : http://www.uis.unesco.org/ev.php?ID=7167_201&ID2=DO_TOPIC

حجت الاسلام حاج علی اکبری از سازمان ملی جوانان میرود.
بنا بر شنيده هاي خبرنگار فردا از منابع مطلع نزدیک به دولت، حجت الاسلام محمدجواد حاج علی اکبری طی چند روز آینده از معاونت رئیس جمهوری و ریاست سازمان ملی جوانان استعفا خواهد داد.گفته میشود این رخداد که اولین تغییر در آرایش هیات دولت در سال 87 محسوب میشود در پی بروز نارضایتی رئیس جمهور از ناکارآمدی این سازمان و عدم شفافیت در بودجهریزیهای این سازمان اتفاق افتاده است. هرچند تمام دلایل این استعفای مدیریتی(!) هنوز معلوم نیست.
از سوی دیگر علی اکبری برای ادامه فعالیت با دولت نهم احتمالا به نهاد امور تربیتی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش خواهد رفت.
شایان ذکر است پیش از این کمیته جوانان فراكسيون فرهنگي مجلس هفتم پيشنهاد انحلال سازمان ملي جوانان را به طور جدي مطرح كرده بود که با واکنش شدید این سازمان مواجه شده بود.هنوز جانشین قطعی حجت الاسلام علی اکبری تعیین نشده است.هم چنین به گزارش برخی منابع خبری،وزاری اقتصاد،راه و ترابری، امور خارجه و کشور نیز با درخواست رئیس جمهور از مقام خود کناره گیری خواهند کرد.
به ادعای این منابع، روند دنباله دار تغییرات در کابینه نهم با نزدیک شدن به انتخابات و بنا بر توصیه بعضی از متنفذین اصولگرا نظیر ابوترابی و باهنر جهت جلوگیری از ریزش آراء اصولگرایان متوقف گردیده بود.انتظار می رود که کابینه دولت نهم شاهد بزرگترین و جدی ترین اصلاح و تغییر و تحولات باشد.
منبع : http://www.fardanews.com/show/?id=49235

ادای دین مهران مدیری به معلمان !!!
همواره در سریال ها و فیلم های پخش شده از تلویزیون شاهد بی توجهی و بی احترامی به شخصیت معلمان بوده و هستیم و در آینده نیز توقع دیگری از دست اندرکاران و برنامه سازان جعبه جادوئی نخواهیم داشت . گلایه همیشگی معلمان در ارتباط با نبود یک برنامه تلویزیونی هفتگی در لابلای برنامه ها نیز ظاهرا تکراری و غیر قابل قبول تشخیص داده شده است .
در یکی از سکانس های پایانی سریال مرد هزار چهره آنجا که قرار است متهم برای آخرین دفاع و ابلاغ حکم در دادگاه حاشر شود خبرنگار مصاحبه کننده از یکی از حاضران راجع به دلیل حضورش در محل می پرسد . وی خود را معلم بازنشسته ادبیات معرفی می کند و خبرنگار با رفتاری غیر مودبانه و با بی توجهی به ادامه صحبتهای وی به سراغ شخصی دیگر می رود .
در اینجا صرفاً می خواهم خوانندگان را به یک نکته خاص توجه دهم و آن نتیجه گیری مثبت از رفتار زشت و غلطی است که در این سکانس به نماش در آمده . و آن لزوم تغییر نگاه و گفتمان معلمان نسبت به وضعیت جامعه است . تا وقتی معلمان نمی دانند که چه باید بگویند و کجا و چگونه باید حرف بزنند می باید شاهد بی توجهی و رفتار های غیر مودبانه نسبت به خودشان باشند . ارتباط مستمر و سر و کله زدن معلمان با بچه ها متاسفانه باعث نوعی تفکر و رفتار دون شان اجتماعی از برخی افراد در این قشر فرهیخته شده است .
لازم است کمی تغییر کنیم .
والسلام

سه تن از وزیران کابینه دکتر محمود احمدی نژاد در آستانه جابجایی یا حذف احتمالی از کابینه قرار گرفته اند.به گزارش "الف"، آقایان مهندس محمد رحمتی وزیر راه و ترابری، دکتر داوود دانش جعفری وزیر امور اقتصاد و دارایی و مصطفی پورمحمدی وزیر کشور به درخواست آقای دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهور، به زودی مقام خود را به گزینه های دیگری خواهند داد.
در صورتیکه تصمیم رئیس جمهور برای تغییر این سه چهره کابینه محقق شود، این بزرگترین و جدی ترین اصلاح کابینه در دولت نهم خواهد بود.
پیش از این وزرای رفاه، تعاون، نفت، آموزش و پرورش، صنایع و معادن و رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی به درخواست رئیس جمهور یا به میل شخصی از وزارت و عضویت در کابینه کناره گرفته بودند.
از آنجاکه وزیر کشور، انجام مرحله دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی در ششم اردیبهشت ماه را در دستور کار خود دارد، اصلاح کابینه بعد از این تاریخ انجام خواهد شد.
هنوز از نظر رئیس جمهور برای معرفی چهره های جایگزین در این سه وزارتخانه خبر موثقی منتشر نشده است.

طبق خبر مسرت بخش اعلام شده توسط سایت وزارت آموزش و پرورش روزهای 14 و 15 فروردین مدارس باز و حضور دانش آموزان و قبل از ایشان معلمان در مدارس الزامی است . همواره در طول سالهای تحصیل و پس از آن تدریس با مسئله تعطیلات مواجه بوده و هستیم . برای بررسی این مسئله آن را به دو بخش تقسیم می کنیم :
· تعطیلات رسمی : مناسبت هائی مذهبی ، ملی و .... که گاه در روزی غیر از جمعه قرار می گیرد و در این دوره از تعطیلات غیراز مراکز خاص بقیه دوایر دولتی و وزارتخانه ها هم تعطیل اند . با این تفاوت که معضل و مشکل خاصی برای معلمان پیش می آید و آن این است که چنانچه طبق تقویم در شش ماهه بین مهر تا اسفند دو یا سه تعطیلی در یک روز خاص مثلا شنبه واقع شود معلم و شاگرد راهی نخواهند داشت مگر آن که بعدازظهر ها و یا حتی روزهای جمعه جهت جبران مافات به مدرسه بروند تا عقب ماندگی ها جبران شود و می دانیم که مقدمه چنین کاری اقناع مسئولین مدرسه و خواهش و تمنا از سرایدار جهت همراهی برای این 2 یا سه ساعت زمان حارج از ساعت کاری متداول است . و البته در اکثر مواقع کار به جائی کشیده می شود که معلم و شاگردعطایش را به لقایش خواهند بخشید .
· تعطیلات غیر رسمی : عواملی همچون آلودگی هوا ، بارش برف و مناسبت هائی همچون انتخابات و ..... باعث می شود تا مدارس به تعطیلی ناخواسته کشیده شود . در این جا نیز همان مشکل وضعیت قبلی برقرار است با این تفاوت که ذهنیت غلط و ناروای جا افتاده در جامعه این است که یا معلمان باعث و بانی تعطیلی مدارس اند و یا این که چنین وضعیتی برای ایشان امتیاز خاص محسوب میشود . در این جا طرح چند سئوال لازم و ضروری به نظر می رسد :
1. آیا شایسته است کشوری که صادر کننده بزرگ منابع انرژی به دنیاست به خاطر توسعه نیافتگی امکانات اولیه در مدارس هر ساله به محض آغاز فصل سرما شاهد تعطیلات چند روزه و گاه چند هفته ای در مرکز و یا شهرستانها باشد ؟ پرداختن به اتفاقات ناگوار و جانکاهی همچون آتش سوزی در مدارس و زخمی و کشته شدن دانش آموزان و یا معلم فداکار ( که آخر سر هم گنهکار شناخته می شود ) بحثی جداگانه لازم دارد که در این جا از آن صرف نظر می شود .
در قضیه انتخابات آیا نمی توان برای یکبار هم که شده چنین وظیفه ای را به نیروهای توانمند و دلسوز سایر نهادها و ارگانها محول کرد تا مدارس شاهد تعطیلی نباشند ؟ آیا تعطیلی یک یا چند روزه مدارس بخاطر این اتفاق آنقدر کم و ناچیز است که حتی یکبار هم که شده نباید شاهد تغییر و تحولی در این موضوع باشیم ؟ ( رجوع کنید به مصاحبه وزیر محترم آموزش و پرورش هنگام انداختن رای و تکذیب تعطیلی مدارس در روز شنبه 25 اسفند توسط ایشان و اعلامیه سازمان شهر تهران مبنی بر تعطیلی مدارس در این روز و همچنین توجه کنید به مصاحبه جناب آقای یزدانی رئیس آموزش و پرورش شهر تهران مبنی بر حضور حدود 44 هزار نیروی فرهنگی در امر انتخابات در تهران) و اصولا بهتر نیست هزینه های کلان ناشی از صرفه جوئی در انتخابات به مدارس تزریق شود ؟ در سال 84 مسئول صندوق اخذ رای در یکی از مدارس فوق العاده محروم جنوب تهران بودم ، بازرس محترم اعزامی از وزارت کشور که از پرسنل این وزارتخانه بود با اظهارتعجب و تاسف باور نمی کرد که چنین بیغوله ای مدرسه است و بچه ها روزی 12 ساعت (2 شیفت ) در آن درس می خوانند . و نهایتاً در اوج ناراحتی با عذر خواهی ابراز کرد اینجا به طویله بیشتر شبیه است تا مدرسه !!!
در اینجا باز نمیخواهم بحث دیرینه و تکراری صداقت و دقت عمل بالای نیروهای فرهنگی و نهایتاً پرداخت ناچیز حق الزحمه به ایشان آنهم چند ماه پس از انتخابات را پیش بکشم و نمی خواهم یادآوری کنم حق الزحمه شمار زیادی از نیروهای فرهنگی فعال در برگزاری انتخابات شوراها در سال 85 هنوز پرداخت نشده است . و باز هم نمی خواهم مطرح کنم که با این نیروهای دلسوز توانمند و درستکار آن می شود که برای اعتراض به اجرا نشدن وعده های چند ساله مجبور به اعتصاب می شوند ؛ مدرسه را تعطیل کرده و راهی مجلس می شوند و نهایتا به ایشان برچسب فریب خورده و ....... زده می شود و تعدادی از ایشان راهی زندان های انفرادی و .......
اطاله کلام نمی دهم . بر خلاف آنچه در بین عوام توسط ذهنیت های خاص شایع می شود ( و متاسفانه گاه خود ما هم ساده لوحانه باور می کنیم ) معلمان بیشتر از هر کس دیگری از تعطیلی مدارس رنج برده و می برند . و سود این تعطیلات به جیبهائی واریز می شود که می توانند تغییراتی ایجاد کنند اما نمیخواهند . ( و نگوئیم نمی توانند )








