ماجرای مرد 45 ساله، "ظاهرا به خیر گذشت؛ او روز یازدهم اسفند امسال، به بالاترین طبقه ساختمانی در خیابان فاطمی تهران رفت تا خودش را از آن بالا پرت کند و خلاص!از 14 ماه پیش تاکنون، او هیچ حقوقی نگرفته است. پلیس و ماموران آتش نشانی، پیش از آنکه او خودش را بکشد به محل رسیدند و با مشغول کردن او، توانستند او را بگیرند و نجات دهند... .
این، اما، ظاهر ماجراست. مرد، هر چند در روز یازدهم اسفند، از خطر سقوط نجات پیدا کرد ولی واقعیت زجرآور این است که او، از مدت ها پیش سقوط کرده است؛ نه فقط او، بلکه بسیاری دیگر که زیر بار هزینه های سنگین زندگی، کمرشان شکسته است و بسیاری از آنها، آرام و بی سروصدا و البته، مظلومانه می میرند و صدای خرد شدن استخوان هایشان را فقط خودشان می شنوند، فقط خودشان و نه سیاست بازانی که این روزها در اندیشه شعارهای تبلیغی برای پوسترهایشان هستند و نه دولتمردانی که قرار بود پول نفت را عادلانه و مهرورزانه بر سر سفره های مردم بیاورند و نه حتی نمایندگان مردم، آنان که سالهاست در خانه ملت جا خوش کرده اند و به نطق های پیش از دستورشان دلخوش اند!
خیلی ها از فقر و نداری و در حالی که بر دریایی از معادن گرانبها و در حالی که نفت شان را 100 دلار می فروشند، خود را کشته اند، بیش از آنها، بسیار بوده اند و هستند که به "جرم نداشتن پول" (و چه جرم وحشتناکی) مرده اند، چون پول پزشک، پول بیمارستان، پول دارو، پول تغذیه مناسب و ... نداشته اند؛ مرگ اینان را البته هیچکس خبردار نشده است، واقعا چه اهمیتی دارد که یک فرد فقیر بمیرد؟! در گواهی فوت آنها هم قید نشده است که علت مرگشان فقر بوده است، بی کفایتی مدیران جامعه بوده است و بی تدبیری نمایندگان مردم .
من کسی را می شناسم که هم اکنون که شما در حال خواندن این نوشتار هستید در حال کور شدن است. می دانید چرا؟ او نیز یک کارگر است و در یک شرکت خصوصی کار می کند. با حداقل امکانات، حقوق و مزایا!
بنابراین طبیعی است که آنقدر پول نداشته باشد که مدام برای معالجه چشمانش از شهرستان به تهران بیاید و هزینه ویزیت و داروهای گرانقیمت را بپردازد.تمام حقوقی او که دریافت می کند برغم آنکه بیمه نیز هست، کفاف معالجه اش را نمی کند و درست به همین دلیل در حال نابینا شدن هست و البته تا همین امروز، یکی از چشمانش به طور کامل نابینا شده است و معلوم نیست چند ماه از سال آینده خواهد توانست تنها فرزندش را ببیند!به راستی آیا مسوولان اینها را نمی دانند؟
آیا نمی دانند که یک پیرزن تنها و بی خانمان و مستاجر با مقرری 25 هزار تومان کمیته امداد، نمی تواند زندگی کند؟ آیا نمی دانند اگر یک کارمند نیاز به عمل جراحی سنگین داشته باشد حتی اگر از آن دفترچه های بیمه کذایی نیز داشته باشد، باید تمام دارو ندارش را (اگر داشته باشد) بفروشد تا بتواند از عهده هزینه های بیمارستای برآید وگرنه به سادگی آب خوردن راهی گورستان می شود و چند مراسم هفت و چهل و سالگرد و تمام؟!
آیا آقایان نمی دانند که اگر یک زوج جوان هر دو کار کنند و همه آنچه دریافت می کنند را به طور کامل پس انداز کنند دهها سال طول می کشد که بتوانند خانه ای بخرند و ای بسا فقط بتوانند به خانه آخرت برسند؟
آیا آقایان از کالاهای مورد نیاز روزمره خانواده ها خبری دارند؟ البته آنها که یادشان نمی آید آخرین بار کی به سوپرمارکت رفته اند تا یک قالب صابون با بسته ماکارونی بخرند و مقایسه ای بین دیروز و امروز داشته باشند. برای آنها، حتی سوار شدن به تاکسی یا له شدن در اتوبوس نیز به خاطره ای دوردست تبدیل شده است و قطعا نمی دانند که مردم آنقدر در فشار هستند که بر سر یک اختلاف 50 تومانی در تاکسی ها با یکدیگر دعوا می کنند و چه کنند این قوم تحت فشارهای اقتصادی طاقت فرسا و کمر شکن و آدم پیرکن؟!
آیا کسانی که عهده دار اداره امور جامعه هستند، خود را در مقابل این فجایع مسوول نمی دانند و آیا خود را برای پاسخگویی در پیشگاه عدل الهی مهیا کرده اند؟
آیا جز این است که وقتی امور مهم را به نام انسان های کوچک و بی تجربه حکم می زنند ، نتیجه همین می شود که هست؟آیا جز این است که وقتی سخن متخصصان به کنج عزلت می رود و نظرگاه کم سوادان بر کرسی می نشیند، جامعه دچار فقر و فلاکت می شود؟آیا جز این است که وقتی منتقدان له می شوند و مداحان بر صدر می نشینند و قدر می بینند، صدای مظلومان در هیاهوی تمجیدها و تملق ها گم می شود و مجریان اداره کشور، چنان شیفته خود می شوند که فکر می کنند صاحب معجزاتی بس شگرف شده و مردم را به نان و نوا رسانده اند و هیچ دردی در جامعه باقی نمانده جز غم تاریخی فلسطینیان و هیچ رسالتی برایشان باقی نمانده جز نابودی فوری غرب!
آی مسوولان که بر صندلی های ریاست و وکالت و صدارت نشسته اید! بدانید ، اینکه صدای مردم درنمی آید علتش این نیست که آنها دردی ندارند و راضی و سرخوش اند، دلیلش نجابت آنهاست و البته بعضا به این علت که نایی برای ندا ندارند.هشدار که این نجابت و صبوری و بی نوایی فریب تان ندهد که :
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم

تعطيلي مدارس کشور در سال تحصيلي جاري به بيش از يک ماه ميرسد، به طوري که دانش آموزان و معلمان آنها در سال تحصيلي جاري که 6 ماه از آن گذشته است، 19 روز به مدرسه نرفتهاند که تا پايان سال تحصيلي اين آمار به 35 تا 40 روز خواهد رسيد.
به گزارش خبرگزاري مهر، مدارس در اولين ماه سال تحصيلي با دو روز تعطيلي به مناسبت شهادت امام علي (ع) و عيد فطر روبرو بودهاند که به اين آمار مي توان تعطيلي روز شهادت امام جعفرصادق در ماه آبان، عيد قربان در آذرماه، 2 روز عاشورا و تاسوعاي حسيني در دي ماه و 22 بهمن مصادف با پيروزي انقلاب اسلامي ايران را نيز اضافه کرد.
اين گزارش ميافزايد: در ماه اسفند تاکنون با 5 روز تعطيلي در روزهاي نهم، هفدهم، هجدهم، بيست و پنجم و بيست و نهم روبرو بودهايم که به ترتيب مناسبتهاي آن اربعين حسيني، رحلت رسول اکرم و شهادت امام حسن مجتبي (ع)، شهادت امام رضا(ع)، شمارش آراء انتخابات در شهر تهران و روز ملي شدن صنعت نفت است.
مدارس 8 روز به دليل برف و سرماي شديد و افت فشار گاز در زمستان امسال تعطيل بودند که البته اين آمار تنها مربوط به شهر تهران است و در استانهاي سردسير قطعا بيشتر خواهد بود.
دانش آموزان و معلمان 13 روز اول فروردين را به طور کامل به مدرسه نميروند که در صورت تصويب هيأت دولت بر تعطيلي مدارس در روزهاي سهشنبه و چهارشنبه، پانزدهم و شانزدهم اين ماه شاهد تعطيلي نيمي از اولين ماه سال نو هستيم.
دو روز تعطيلي در روزهاي چهاردهم و پانزدهم آخرين ماه مدارس که همزمان با رحلت حضرت امام خميني و قيام خونين خردادماه است، برگه آخرين تعطيلي مدارس را نشان ميدهد که البته آمار تعطيلي خرداد براي دانش آموزان مقاطع مختلف تحصيلي متفاوت خواهد بود؛ چرا که امتحانات دانش آموزان در مقطع دبستان و راهنمايي تا نيمههاي خرداد به پايان ميرسد.
منبع http://www.tabnak.ir/pages/?cid=8007
خبرنگار «تابناك» گزارش داد: در پي بازداشت يكي از فرماندهان ارشد نيروي انتظامي و انتشار گسترده اخباري درباره اتهام وي كه به بركناري وي انجاميد، يك مقام عاليرتبه به آيتالله هاشمي شاهرودي، تأكيد كرده كه طبق قانون و همانند ديگر متهمان با وي برخورد شود.
بنا بر اين گزارش، سه هفته پيش يكي از فرماندهان مشهور نيروي انتظاي توسط يك نهاد امنيتي با اتهام اخلاقي بازداشت شد و اين خبر انعكاس گستردهاي نه تنها در سايتهاي اينترنتي، بلكه در رسانههاي خارج از كشور نظير انگليس و تركيه نيز داشت.گفته ميشود، فرد مذكور هماكنون با سپردن وثيقه آزاد است و پروندهاي در حال پيگيري است.
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=7981
در حالي كه با تصميم وزارت كار و امور اجتماعي، كارفرمايان بخش خصوصي موظفند حقوق پرسنل خود را تا ميزان 19 درصد از آغاز سال آينده افزايش دهند، افزايش حقوق تنها 6 درصدي كارمندان دولت، اين قشر را به شهروندان درجه دو تبديل كرده است.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، قانون برنامه چهارم، دولت را موظف كرده است حقوق كارمندان و بازنشستگان را هر ساله، دست كم به ميزان تورم اعلامشده از سوي بانك مركزي، افزايش دهد و اين در شرايطي است كه بانك مركزي، افزايش قيمتها از اسفند ماه سال گذشته تا اسفند ماه جاري را بيش از 20 درصد و متوسط افزايش قيمت در يك سال گذشته را 18 درصد اعلام كرده است. اما دولت به جاي اعمال افزايش حقوق 18 تا 20 درصدي، افزايش حقوق كارمندان را تنها به ميزان 6 درصد اعلام كرده كه اين به معناي كاهش 14 درصدي در حقوق واقعي كارمندان دولت در سال آينده خواهد بود.
افزايش شديد قيمت كالاهاي ضروري مانند گوشت، برنج و لبنيات كه در ماههاي اخير به شدت گران شدهاند و همچنين افزايش بيسابقه بهاي مسكن و اجاره آن در كنار جهش در قيمت حملونقل كه با عرضه بنزين آزاد تشديد نيز ميشود، شرايط بسيار دشواري را براي كارمندان دولت پديد آورده است.
اعلام تنها دويست هزار تومان به عنوان عيدي براي كارمندان دولت در شرايطي صورت ميگيرد كه وزارت كار، عيدي پرسنل تحت پوشش بخش خصوصي را بين دستكم370 تا 580 هزار تومان تعيين كرده است. اين امر، كارمندان دولت را به شدت تحت فشار قرار داده است. علاوه بر آنكه با توجه به تعطيلات زياد فروردين ماه، عملا بخشي از عيدي پرداختشده از اضافهكاري و ديگر مزاياي كارمندان دولت كسر ميشود و عملا قشر كارمند و بازنشسته ـ كه تعداد آن با احتساب خانوادههاي آنان به بيش از بيست ميليون نفر ميرسد ـ در روزهاي پاياني سال شرايط بسيار دشواري را پشت سر ميگذارند.

6:45 ـ مسواک
7:00 ـ صبحانه در مدرسهی عدالتپژوه
7:35 ـ سخنرانی پرشور در مراسم صبحگاه مدرسه (تعداد 8 شعار در برنامه تعبیه شده است)
8:00 ـ دیدار مردمی با معلمان مدرسهی دانشپژوه و وعدههای کافی برای دریافت مطالبات آنان، اجرای برنامهی شعبدهبازی
9:00 ـ دیدار با اصناف و بازاریان (بهمقدار 3 میلیون تومان خرید انجام میشود)
10:00 ـ ورود به بازداشتگاه و دیدار با زندانیان مالی، همراه با پخش سرود
11:00 ـ دیدار با معتادان سطح شهر برای همدردی و ضبط کلیپ
12:00 ـ نماز جماعت و نهار خصوصی در مسجد اول
12:15 ـ نماز جماعت و نهار عمومی در مسجد دوم؛ جوجهکباب مخصوص با دوغ
12:45 ـ دیدار مردمی در بازار؛ پخش شیرینی نارگیلی
13:30 ـ خواب قیلوله و مردمی
16:00 ـ دیدار با معتمدان محله و زیارت اهل قبور (گلاب ناب کاشان توزیع خواهد شد)
17:00 ـ سخنرانی در جمع پرشور مردم محلهی زیر بازار (انواع کوپن اعلامشده و اعلامنشده توزیع میگردد)
18:00 ـ اجرای مراسم رقص محلی همراه با ساز و آواز محلی و اجرای آهنگهای درخواستی
19:45 ـ شام اول در جمع مسؤولان محترم شوراهای محلی؛ چلوکباب بختیاری با سالاد فصل و دو نوع نوشابه
20:50 ـ شام دوم در جمع اصناف و بازاریان عزیز؛ چلو خورشت قیمه با ماست چکیده
21:40 ـ شام سوم در جمع صمیمی مردم؛ آبگوشت با یک وعده گوشت کوبیده
22:35 ـ دیدار با اعضای تیم بوکس پنجهطلایی و نبرد جانانه با کاپیتان تیم
23:30 ـ مطالعهی نامههای مردمی و حل مشکلات مردم تا حد امکان
24:00 ـ مسواک و خواب
تذکر: لطفا فقط در ضیافت شام یا نهاری که مربوط به طبقهی شماست، شرکت نمایید

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، عليرضا علياحمدي در همايش مدرسهسازان كه امروز در سالن حجاب كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان تهران برگزار شد، اظهار داشت:
مدرسه بايد روح داشته باشد
وی گفت: مدرسهاي بايد داشته باشيم كه روح داشته باشد تا دانشآموزان را به مدرسه بكشاند. وي با بيان اينكه امروزه مدارس ما به دلايل مختلف، جاذبهاي كه بايد براي دانشآموزان داشته باشد ندارد، اظهار داشت: در حال حاضر مدارس در رقابت با تلويزيون، اينترنت و محيط جامعه بايد جاذبههايي داشته باشد تا بچهها به خاطر برنامههاي مدرسه، در مدرسه حضور يابند. علياحمدي به وضعيت فضاي مدرسه اشاره كرد و افزود: محوطه مدرسه بايد بگونهاي باشد تا دانشآموزان بتوانند آزادانه بازي كنند. ضمن اينكه مدارس بايد دور از آلودگي صوتي و آب و هوايي باشد. وي ادامه داد: مدرسه بايد آماده براي انواع فعاليتهاي تربيتي، عبادتي، تربيتبدني، آموزشي، پرورشي، پژوهشي و كارآفريني باشد تا متربيان بتوانند اين فعاليتها را در مدرسه تمرين كنند. در حالي كه اكنون مدارس ما اينگونه نيست.
ادامه مطلب...

با عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن اربعین امام حسین (ع)
به تازگي روايتي از مولاي وجود، اميرالمؤمنين علي(ع) كه آدم و عالم شيفته نام و جمال اوست، درباره حضرت صاحبالزمان(عج) ميخواندم كه من را بسيار متأثر كرد. حضرت در اين روايت در چهار كلمه غربت، فرزندشان مهدي(عج) را اينگونه تعريف ميكنند: «صاحب هذا الامر الشريد الطريد الفريد الوحيد»! صاحب اين امر، آواره طردشده توسط مردم و يگانه و تنهاست (بحارالانوار / ج 51 ص 120)؛ دو كلمه تكاندهنده اول اين روايت، طردشده آواره است. آقايي كه اختيار همه عالم به دست اوست و خير و بركات وجودي او به جوامع اسلامي و بلكه به همه ملل ميرسد، اما طردشده و آواره و غريب است.
ادامه مطلب...








