ازتاریخ اولین خبر بیش از یکسال گذشته است اما خبر هنوز داغ داغ است :
1- (۲۴مرداد ۱۳۸۵( گزارش خبرگزاری كار ایران: هفته گذشته مشاور وزیر آموزش و پرورش در شهر اراك گفت: تا دو ماه آینده تمام مشكلات شغلی، حقوقی و معیشتی معلمان در تمام سطوح و بازنشستگان این عرصه با تصویب لایحه «خدمات كشوری آموزش و پرورش» در مجلس شورای اسلامی حل خواهد شد.
ادامه مطلب...

حداد عادل: دولت و مجلس درباره لايحه خدمات كشوري به توافق رسيدند و رايزني ها
با دولت درباره لايحه مديريت خدمات كشوري به نتيجه رسيده است.
وی در نشست خبري ديروز خود گفت: كميسيون مشترك رسيدگي به لايحه مذكور در آخرين بررسي خود با پيشنهاد دولت موافقت كرد. بنابراين ما مي توانيم مجدداً اين لايحه را به شوراي نگهبان بفرستيم و اميد داشته باشيم كه با اين مقدمات، لايحه مذكور به تصويب شوراي نگهبان برسد و دولت نيز اجراي آن را آغاز كند.گفتني است براساس بررسي هاي صورت گرفته توسط كميسيون مشترك رسيدگي كننده به لايحه مديريت خدمات كشوري قرار شده بار مالي هر نوع افزايش يك باره حقوق و مزاياي كاركنان دولت از طريق واگذاري سهام دولتي در بنگاه هاي اقتصادي قابل عرضه در بورس صورت گيرد. همچنين مابقي اين افزايش به صورت اعطاي پلكاني افزايش سنواتي، در حد بودجه ساليانه و حداكثر در طول مدت اجراي آزمايشي اين قانون تامين مي شود. (کیهان 29 شهریور)
افزايش حقوق كارمندان و بازنشستگان بصورت سهام پرداخت ميشود .سرويس پارلماني: در پي اصلاح لايحه <مديريت خدمات كشوري>، در كميسيون تخصصي كه به درخواست شوراي نگهبان انجام شده است، محمدحسين فرهنگي، عضو اين كميسيون در گفتوگو با خبرنگاران، اعلام كرد: براساس اين اصلاحيه، افزايش حقوق كارمندان و بازنشستگان مشمول قانون نظام همآهنگ پرداخت، از طريق واگذاري سهام دولتي تأمين خواهد شد. وي سپس توضيح داد: اين سهام قابل عرضه در بورس است و براي جلوگيري از بار مالي دولت، اين روش برگزيده شده است . (اطلاعات 28 شهریور)

سلام بر دوستان عزیز کانون وهمکاران وخوانندگان عزیز
معلمی از کویر سربداران هستم که به عنوان مدرس کامپیوتر در آموزش و پرورش خدمت میکنم با 15 سال سابقه کار.آنگاه که یاران ما،درتهران بخاطر فریاد عدالت خواهی به شدت زیر فشاربودند،ضرب و شتم می شدند،تحقیر می شدند،تنها وسیله ی فریاد رسانی آنان (وبلاگ کانون) فیلتر می شد،من آرام نشستن ،سکوت وتماشا ی ستم به همنوعان و همکارانم را ستمی دیگردانستم که درحق آنان روا داشته می شد.لذا برآن شدم که به یار ی آنان بشتابم .
کوچکترین کاری که دراین شرایط میتوانستم انجام دهم نشر اخبار کانون و اطلاع رسانی به همکاران از طریق این وبلاگ و انتشار اخبار در سطح اینترنت و ارسال برای برخی سایتهای خبری داخلی بود.که این کار را انجام میدادم و هدفم مبارزه با فیلترینگ و رساندن صدای عدالتخواهی معلمان به گوش همگان بود.
اکنون هم، هیچگونه وابستگی به هیچ جناح و حزب و دسته سیاسی ندارم .فقط هدفم عدالتخواهی و اطلاع رسانی به همه معلمان عزیز است.همانطور که در عنوان وبلاگ آورده ام: " هدف اين وبلاگ صنفي و اطلاع رساني است این وبلاگ می خواهد فرياد عدالت خواهي معلمان رابازتاب دهد،وهيچگونه وابستگي سياسي به هيچ حزب ودسته وجناحي ندارد،بلکه فقط خواسته هاي به حق وصنفي معلمان در آن بيان ميشود."
با این همه،اکنون من و چندتن از همکاران از طرف حراست اداره مرتب تحت باز جویی و احضار هستیم ،آنان دنبال عاملان این تحصنها هستند، ومرتب اتهاماتی سنگینی را به ما نسبت میدهند.اما پاسخ به پرسش های همکارم در سایت کانون تهران :از اتهاماتی که حراست اداره به ما معلمین متحصن در مدرسه مان وارد کرده و ما را پیرو منافقین نامیده به شدت انتقاد کرده و این اتهامات را شایسته هنر معلمی نمی دانیم .
من در این حد بر خود واجب دانستم که اطلاع رسانی کنم.کلیه هزینه های این وبلاگ و به روز کردن آن به عهده خود بنده میباشد و سعی میکنم تا توان دارم و تا احقاق حقوق فرهنگیان این راه را ادامه خواهم داد. اگر هر همکاری به وظیفه خود عمل کرده و فریاد عدالتخواهی ما را لبیک بگوید باور کنید که خیلی زود جمعیت یک میلیونی معلمان به اهداف خود خواهد رسید.
وبلاگ نویسی یک مسئولیت است . چرا که بابت همه ی نوشته هات باید بتوانی پاسخگو باشی . مخصوصا وبلاگهای کانون که خبررسانی است .من وبلاگ نویسی را برای هیجان انجام نمیدهم بلکه بابت احساس مسئولیت و احساس وظیفه به این کار رو آورده ام.
اما پیشنهاد من به همکاران:
1-برگزاری کلاس آموزش وبلاگ نویسی برای سایر همکارانشان (البته عنوان این کلاس میتواند کاربرد وبلاگ نویسی در آموزش باشد. که خود بنده این کلاس را برای همکاران برگزار کرده ام ).
2-تشویق همکاران به وبلاگ نویسی و استفاده از اینترنت.
3-تشویق سایر همکاران به پیگیری اخبار و رویدادهای صنفی (باور کنید که خیلی از همکاران شاید بیش از80 درصد آنان ماجراهای اعتصابات صنفی را پایان یافته می دانند و از اتفاقاتی که در تابستان برای همکاران رخ داده بی خبرند.)
اطلاع رسانی و ایجاد وحدت بین همکاران مهم ترین عامل برای موفقیت ماست.
به نقل از وبلاگ کانون صنفی معلمان تهران



بسمه تعالي
آقاي حداد عادل قبل از مسئوليت فرهنگستان و پيش از نمايندگي مجلس و بعدها رياست آن مدت حدوداً 20-15 سال سابقه معاونت پژوهشي وزارتخانه آموزش و پرورش را هم دارند . همچنين در يك دوره اي در هفته نامه طنز گل آقا مطالب مي نوشتند با نام مستعار " مكتبدار " ( هم مكتبي و هم مكتب خانه دار ) . گر چه اين وبلاگ سياسي نيست و نمي خواهم وارد دنياي سياست شوم اما در طول چند هفته اخير به نقل از ايشان مطالبي در روزنامه ها ذكر شده كه لازم مي دانم نكاتي را عرض كنم .
خلاصه چند مورد از بيانات ايشان :
- ما براي اجراي لايحه مديريت خدمات كشوري به دولت فشار نمي آوريم .
- مردم دل و راي شان با اصولگرايان است .
- بايد تلاش كنيم اصولگرايان را در صحنه عمل موفق نشان دهيم.
- ......
فراموش نمي كنيم كه ايشان چها رسال قبل در اوائل تشكيل مجلس هفتم فرمودند لايحه مديريت خدمات كشوري از افتخارات مجلس است واز دولت وقت خواستند تا هر چه سريعتر و بدون فوت وقت لايحه را تكميل و جهت تصويب به مجلس بفرستد .تا اين كه لايحه به مجلس تقديم و وارد روال طاقت فرساي بررسي هاي كارشناسي شد و نهايتاً پس از گذشت حدود سه سال ( اتلاف وقت ازين سو و قول و وعده و وعيد از آن سو مبني براين كه بزودي با تصويب اين لايحه تمام مشكلات فرهنگيان حل خواهد شد ) نهايتا در بهمن 85 آن شد كه ديديم . بعد هم اعلام شد لايحه احتمالاً به مجمع مي رود كه نرفت و كميته چند نفره اي از مسئولين مجلس و دولت در حال بررسي هستند و ...... .
پرسش اين است كه آقاي حدادي كه در دولت قبل اصرار داشتند كه هر چه سريع تر اين لايحه را بفرستيد ، از سر خيرخواهي براي همكاران سابق شان در وزارت آموزش پرورش بود يا اهداف و اغراض خاص سياسي پشت قضيه بود ؟ اگر حل مشكلات معلمان اهميت داشت چطور شد كه حالا صبر ايوب بايد پيشه كنيم تا ببينيم مجلس بعدي به دولت فشار مي آورد يا نه ؟ و اگر اغراض و اهداف سياسي بود آيا ( ايشان كه خود مدرس فلسفه هم هستند ) دارند به جائي كشيده مي شوند كه فكر مي كنند هدف وسيله را توجيه مي كند ؟
پرسش بعدي اين است كه راي مردم در 23 اسفند ماه (6 ماه ديگر ) چگونه براي ايشان مكشوف شده است ؟ و اصولاً غير از خدا چه كس از دل مردم خبر دارد ؟ به همين زودي نتايج انتخابات شوراها فراموش شد ؟
و مطلب آخر اين كه كارنامه اصولگرايان جلوي چشم مردم است و نيازي به تبليغ و نوراني جلوه دادن و كارهاي اين چنيني ندارد . معلم با حقوق 300 هزار تومان آنهم پس از سي سال كار وقتي اعتراض مي كند سر از بازداشتهاي انفرادي نزديك به يكماهه و وثيقه 100 ميليون توماني در ميآورد !!! كساني كه تمام دارائي و ثروت شان ؟ 40 ميليون هم نمي شود براي آزادي از زندان بايد 100 ميليون وثيقه جور كنند . اين بود مهرورزي كه معلم را سر كلاس در حضور بچه ها دستبند بزنيم و به زندان ببريم و هفته ها بعد پس از آزادي به ايشان انفصال از خدمت هاي چند ماهه بدهيم با حقوق 80 هزار تومان در ماه ؟ به اين رفتارها ميگوئيد اصولگرائي ؟
آقاي حداد : دو صد گفته چو نيم كردار نيست
اما نه اين چنين كردار .

اين وبلاگ از آدرس زير هم قابل دسترسي است
WWW.PEYMAN46.COO.IR

تكبر و خودخواهى، جلوههاى گوناگون دارد. يكى هم غرور درمقابل «نقد» است. وقتى نقد، مايه كمال انديشه و كار ماست، نقدپذيرىكمك به اين كمال و رشد است. از آن طرف، «نقدناپذيرى»، نشانه نوعىغرور و تكبر و عامل در جا زدن در ورطه بديها و كاستيهاست. گاهىنابترين موعظهها و تذكرها هم، وقتى به دلهاى داراى كبر مىرسد، با«عدم پذيرش» مواجه مىگردد و انسان را محروم مىسازد. به تعبيرزيباى اميرالمؤمنين(ع): «بينكم و بين الموعظة حجاب من الغرة»; ميان شما و پند، حجاب و پردهاى از غرور افكنده شده است. آيا شما مطمئنايد كه همه انديشهها و افكارتان درست و بىاشكالاست؟ آيا همه خصلتها و رفتارهاى فردى و اجتماعى خود را بىعيبمىدانيد؟ آيا فكر نمىكنيد در عملكردهاى مختلف شما، نقطهضعفهايى همممكن استباشد كه از چشم خودتان پنهان است ولى ديگرى متوجهمىشود؟ انسان گاهى به خاطر «حب نفس»، يا عيوب خود را نمىبيند ونمىفهمد، يا حاضر نيستخود را داراى عيب و نقص بداند، از اين رو،نقد و تذكر ديگران را هم بر غرضورزى و دشمنى حمل مىكند.
آينه چون عيب تو بنمود راست خود شكن، آيينه شكستن خطاست.
در يك خانواده، ممكن است رفتار هر يك از زن و شوهر نسبتبههم، ايرادهايى داشته باشد، يا برخورد پدر و مادر با فرزند كوچك ياجوانشان، غلط باشد. اگر كسى متذكر شد، بايد مشفقانه بپذيرند و دراصلاح خويش بكوشند. اگر هر يك تلاش كنند تا عيب و اشكال را متوجه طرف مقابلسازند و خود را بىگناه قلمداد كنند، نارساييها و عيوب و خطاها هرگزاصلاح نخواهد شد. انصاف در پذيرش خطا و عيب نشانه رشد عقلىاست. گاهى ممكن است در حسننيت و خيرخواهى و نظر دوستانهكسى شك و ترديد داشته باشيم و در نتيجه به آنچه كه نقد مىكند،توجهى نكنيم، ولى اگر حسننظر و نيت دوستانه كسى براى ما ثابتبود، در پذيرفتن نقد و تذكر و پند او ترديد نكنيم.
به فرموده حضرت امير(ع): «ليكن احب الناس اليك المشفق الناصح»;محبوبترين مردم در نظر تو، نصيحت كننده مشفق و خيرخواهباشد. گرچه ممكن است تذكر و انتقاد ديگرى، در ذائقه ما تلخ آيد، ولىتلخى نقد و تذكر، به مراتب سودمندتر از شيرينى چاپلوسى و نيرنگ وفريب است.
از امام باقر(ع) روايت است: «اتبع من يبكيك و هو لك ناصح و لا تتبع من يضحكك و هو لك غاش»; از كسى پيروى كن كه از روى خيرخواهى و نصيحت، تو رامىگرياند، ولى پيرو كسى مباش كه تو را مىخنداند، در حالى كه نسبتبه تو فريبكارى مىكند!
پذيرش نقد و ديدگاههاى اصلاحى ديگران، تنها به انديشه و فكر،يا به عملكرد خارجى و معاشرتهاى ما منحصر نمىشود. در آثار ادبى و توليدات شعر و قصه و اثر هنرى نيز، توجه به نقدديگران، عامل رشد و بالندگى هنرمند و نويسنده و شاعر است،برعكس، بىتوجهى به نقاديهاى منتقدان كار انسان را پيوسته ضعيف ومعيوب نگه مىدارد.
هنرمندان نقدپذير، سريعتر رشد مىكنند. شاعران و نويسندگانىكه به نقد آثارشان توسط ديگران بها مىدهند و از آن استقبال مىكنند،علاقه خود را به كمال يافتن خلاقيتهاى ادبى خويش نشان مىدهند. به اين چند جمله دقت كنيد، تا جايگاه نقد و ارزش نقدپذيرىروشنتر گردد:
«... نقد در هنر، مثل آينه جلوى اتومبيل است. راننده - هنرمند - بايد به كمكآن مواظب پشتسرش باشد، ولى يكسره در آن نگاه نكند، چرا كه در اين صورت،انحراف از جاده و خطر تصادف، در كمين است.» «هنر، هواپيماست. هنرمند، خلبان آن و منتقدين، خدمه پرواز.» «غرور، مثل سوراخ پنهان در بدنه كشتى، مامور غرق كردن تدريجى هنرمنداست.» «شاعرى كه از منتقدين آثارش قهر كرده است، مثل هواپيمايى است كهارتباطش با برج مراقبت قطع شده است.» «وقتى لياقت و جربزه شهيد شدن در تو نباشد، شروع مىكنى به نقد و ارزيابىانگيزه شهدا!»
بارى، «نقدپذيرى»، در مسايل اخلاقى، فرهنگى، اجتماعى ومديريتى، ضامن سلامت رابطهها و رشد افكار و اعمال است. اينمساله در متون دينى با عناوينى همچون: نصيحت و موعظه مورد توجهقرار گرفته است. پايان اين بحث را حديثى از امام سجاد(ع) قرار مىدهيم كه درضمن بيان حقوق متقابلى كه افراد در جامعه نسبتبه هم دارند (دررسالةالحقوق) از جمله به «حق نصيحتگر» بر گردن «نصيحتشنو» ووظيفه ناصح و متنصح اشاره فرموده است: «و حق الناصح ان تلين له جناحك و تصغى اليه بسمعك، فان اتى بالصوابحمدت ا. . . عز و جل و ان لم يوافق، رجمته ...»; حق نصيحت كننده (و ناقد و پند دهنده) آن است كه نسبتبه اونرمش و انعطاف نشان دهى و به سخنش گوش فرا دهى، اگر حرفشبجا و درستبود، خداى متعال را سپاس بگويى و اگر تذكرش موافق باحق نبود، نپذيرى.

در اينجا بخش هائي از مسائل مرتبط و مشكلات آموزش و پرورش كه در اين مصاحبه مغفول مانده و يا مطرح نشده و يا اهميت مضاعف دارد تقديم مي شود .
1 – با توجه به اين كه آموزش و پرورش:
· عهده دارتربيت صحيح و اصولي نسل انقلاب و بزرگترين دستگاه تربيت نيروي انساني كشور است
· سرنوشت بيش از 20 ميليون نفر از آينده سازان كشور را رقم مي زند
· بيش از يك سوم كاركنان دولت را دربرگرفته است
و در شرايطي كه به نقل از وزير محترم بيش از 90 درصد بودجه وزارتخانه به پرداخت حقوق پرسنل اختصاص ميابد و يك سوم كاركنان دولت نيز در اين وزارتخانه مشغول به كار هستند ،اصرار بر بي توجهي به كمبود بودجه در اين وزارتخانه لطمه زدن به آينده سرنوشت فرزندان مان نيست ؟ و اصولاً كي بايد شاهد حل شدن معضل بزرگ و غير قابل قبول و مشكل ساز كمبود بودجه در اين وزارتخانه باشيم ؟ در شرايطي كه به نقل از معاون پژوهشي وزير 60% دبيرستانها كتابخانه ندارند مي توان به مقابله با تهاجم فرهنگي رفت و جوانان اين مرز و بوم را در برابر انواع انحرافات واكسينه كرد ؟ ايا منشا و سرچشمه مهجور بودن قرآن و كم توجهي به تعاليم مذهبي و ديني همين جا نيست ؟ آيا عامل اصلي مردودي 4 ميليوني آموزش و پرورش همين موضوع نيست ؟
2 – با توجه به اين كه :
- براي ايجاد تحول در جامعه بايد از آموزش و پرورش شروع كرد و نقطه آغاز تحول در آموزش و پرورش، معلم است
- براساس آمار موجود حدود يك سوم فرهنگيان يعني 350 هزار نفر فاقد مسكن مي باشند و يكي از گلايه هاي مهم فرهنگيان پايين بودن سطح حقوق آنهاست
- در آموزش و پرورش مهمترين عامل نيروي انساني است
آيا عامل مهم نيروي انساني كه هم مستاجر است و هم سطح حقوق اش پائين و هم تلاش و فعاليت اش از نظر سطح قبولي مورد بي توجهي هميشگي است ، مي تواند نقطه آغاز تحول در جامعه باشد ؟ آيا معلمي كه براي گذران زندگي درخور شأن و شرافتمندانه همواره دغدغه معاش دارد قادر خواهد بود به انتظار پيامبر گونه جامعه پاسخ در خور بدهد ؟ آيا جامعه اي ( اوليا و شاگردان ) كه معلمان را به عنوان افراد دو يا سه شغله و هميشه بدهكار شناخته است مي تواند از معلمان انتظار پيامبر گونه بودن داشته باشد ؟ معلمي كه پس از تعطيلي مدرسه بدنبال كارهائي از قبيل : مسافركشي – پيك موتوري – فروشندگي و غيره است قادر خواهد بود كاستيهاي كتاب و نظام آموزشي و نظام تربيتي را كاهش دهد يا مرتفع سازد ؟ آيا ارزشمندترين ومحبوبترين قشر جامعه كه اديب و دانشمند و عالم هم هست و نياز به مديران فرهنگي، اديب، شجاع، وارسته، فرزانه و دور از هياهوها و جنجال هاي سياست بازان دارد شايسته اين همه بي توجهي است ؟ ايااز تاثيرات بي توجهي ها – ضعف مديريت و نوعا سو مديريت ها نيست كه اين قشر شريف به جان آمده از تبعيض هاي هميشگي مجبور مي شود در جلوي خانه خود ( مجلس ) حاضر شده و فرياد اعتراض سر دهد ؟ و آيا برخوردهائي كه پس از اين اعتراضات با اين قشر شريف مي شود در خور شان ايشان است ؟ مي توان معلم معترض را به انفصال از خدمت محكوم كرد و حقوق ناچيز حدود 300 هزار توماني اش را بعنوان جريمه به 80 هزار تومان تقليل داد و باز هم توقع داشت كه اين قشر شريف چنين مسولاني را به خدمتگزاري بپذيرد و صداقت و حسن نيت آنان را باور كند ؟ مي توان حق التدريس فروردين – ارديبهشت و خرداد معلم را تا امروز (1/6/86) پرداخت نكرد و باز هم مدعي تلاش براي حل مشكلات زندگي ايشان بود ؟ در جائي كه " سياست بازي هاي رايج در عرصه انتخاب مديران جناحي براي ادارات و سازمان ها و عدم توجه به «شايسته سالاري فرهنگي» "نتايجي اين چنين داشته است نبايد صداي اعتراض معلمان را مورد توجه قرار داد ؟ آيا بجا نبود كه روزنامه وزين كيهان در بهمن و اسفند 85 نگاهي به جمعيت معلمان معترض در جلوي مجلس مي انداخت و درد دل شان را مي شنيد ؟ آيا قابل قبول است كه تنها در يك فصل از پانزده فصل لايحه مديريت خدمات كشوري (كه روزنامه محترم كيهان نيز بارها آن را مورد توجه قرار داده بود و بنا بود حلال بسياري از مصائب و مشكلات معلمان باشد ) پس از چند سال بررسي و بحث كارشناسي و كار علمي در سازمان مديريت سابق – هيئت دولت ونهايتا مجلس محترم 20 مورد تعارض با قانون اساسي يافت شود ؟ و اصولا اگر عملكردهاي غلط و نادرست مسئولان محترم آموزش و پرورش نبود آيا شاهد اعتراضات گسترده معلمان بوديم ؟
جناب آقاي شريعتمداري :
امام راحل و رهبر معظم به ما آموخته اند ارزش نظام مقدس جمهوري اسلامي بالاتر و برتر از اين است كه با افراد و اشخاص هم تراز و هم سطح قرار گيرد و آنچه قابل قبول است عملكرد صادقانه است نه گفتار زيبا ( از جانب هر كس كه باشد ) .همچنين بارها و بارها شاهد توصيه ها و سفارشات مكرر امام راحل و رهبر عظيم الشان در ارتباط با توجه به حقوق مادي و معنوي مردم توسط مسئولان بوده ايم و هستيم . آنچه كه به عنوان سئوال نهائي به نظر مي رسد اين است كه آيا اجازه داريم چنين نظامي را پشتوانه عملكردهاي ضعيف و غير قابل قبول برخي از مديران قرار دهيم ؟ در صدا و سيمائي كه براي تبليغ انواع محصولات وارداتي وقت مي گذارد نه تنها نيم ساعت در هفته نيز برنامه اي با عنوان معلم و براي توجه به شخصيت والاي وي تهيه و پخش نمي شود بلكه از اعتراضات گسترده معلمان نيز هيچگونه خبري درز نمي كند .
جناب آقاي شريعتمداري معلمان سربازان پياده نظام انقلاب هستند و در تمام صحنه ها همواره حاضر بوده و هستند . اعتراض آنان نه به نظام مقدس جمهوري اسلامي كه به رفتارهاي غلط و بي توجهي هاي مدام برخي از مسئولان به در خواست ها و اعتراضات شان است . بي محلي و بي توجهي و نشنيدن صداي معلمان تنها و تنها باعث شادي دل دشمنان انقلاب و نظام خواهد شد .
از درگاه خداوند براي شما و همكاران عزيزتان توفيق روزافزون در جهت خدمت به مردم و نظان مقدس مان را خواهانم .
مصاحبه روزنامه كيهان با وزير اموزش و پرورش از آدرس زير قابل دسترسي است :
www.kayhannews.ir/860527/12.htm#other1200








