نکات مهم دومين نشست خبري وزير
در ارتباط با دستورالعمل ساماندهي نيروي انساني و چند سئوال
1) يكي از آسيبهاي جدي كنوني كه آموزش و پرورش را دچار روزمرگي كرده، فقدان توازن نيروي انساني در آموزش و پرورش و كسري بودجه مزمني است كه وجود دارد و اصلاح نحوه ساماندهي و تخصيص نيروهاي انساني براي فعاليتهاي مختلف در آموزش و پرورش در قالب تنظيم يك دستورالعمل 26 صفحهاي نيز در زمينه رفع اين آسيب صورت گرفته است.
2) آموزش و پرورش ما در سال 76، 5/18 ميليون دانشآموز داشت كه اين تعداد با 900 هزار فرهنگي اداره ميشدند، اما امروز تعداد دانشآموزان به تعبيري به 14 ميليون و به تعبيري ديگر به كمتر از 5/12 ميليون نفر در بخش دولتي كاهش پيدا كرده و اين در حاليست كه تعداد فرهنگيان به يك ميليون و 250 هزار نفر افزايش پيدا كرده و از اين طريق، نسبت نيروي انساني به دانشآموز در آموزش و پرورش تقريبا دو برابر شده است.
3) بالاخره اين راهي كه طي ميكنيم و عائله آموزش و پرورش هم همراه با شكاف بين نياز و بودجه اضافه ميشود، چقدر اصيل و بيبديل است و چقدر نياز به تجديد نظر اساسي در حوزه اداره آموزش و پرورش داريم؟
4) البته قطعا ايجاد تغيير در هر مجموعهاي به طور اتوماتيك مقاومت در برابر تغيير و اما و اگرهايي دارد، اما ما كه حرفهمان مديريت است، ميگوييم، بايد تغيير را مديريت و چالشهاي تغيير را شناسايي و چارهجويي كرد، همان طور كه اكنون در طرح ساماندهي نيروي انساني چالش داريم.
5) آموزش و پرورش اگر به همين روال ادامه دهد، منابع ملي ما را بيش از پيش خواهد بلعيد. گريزي از تغيير و تحول نيست .
6) ميخواهيم آموزش و پرورش را سبك بال كنيم تا اگر كسي نميتواند، حرفه معلمي را قبول داشته باشد، بتواند برود، اگر كسي از آموزش و پرورش مامور به دستگاههاي ديگر است و دوست ندارد، به آموزش و پرورش متصل باشد، بتواند برود و اگر كسي به هر دليل موجه يا ناموجه، از بودن در آموزش و پرورش نارضايتي نيز دارد، او هم بتواند برود، چون كه آموزش و پرورش نيروهايي ميخواهد كه با عشق و صلاحيت حرفهاي به معلمي بپردازند و شايد شرايط بازار كار و فشار اجتماعي به گونهاي بوده كه هم اكنون نسبت دانشآموز به معلم در آموزش و پرورش دو برابر شده است.
7) تسهيل خروج از آموزش و پرورش به طرق قانوني و توقف ورود به آموزش و پرورش براي متعادل كردن نسبت نيروي انساني به دانشآموز در آموزش و پرورش از اقداماتي است كه براي افزايش قدرت مانور اين دستگاه انجام ميشود . اگر سهم هزينههاي پرسنلي آموزش و پرورش كه فقط حقوق و مزايا و حق التدريس است بتواند، از طريق دستورالعمل فوق صرفه جويي شود، آن وقت قدرت مانور آموزش و پرورش افزايش پيدا خواهد كرد.
8) تراكم نيرو در آموزش و پرورش و توزيع نامتوازن نيرو در اين دستگاه ، دردي است كه بايد دوا شود، زيرا هم اكنون پارهاي از مشاغل و همچنين مناطق محروم نيرو كم دارند، اما ما در شهرهاي بزرگ و كلانشهرها فراوان نيرو داريم واين ميشود كه نيروي مازاد دفترنشين به وجود ميآيد.
9) بخشنامه ساماندهي نيروي انساني مشكلي ندارد و فقط نياز به زمينهسازي دارد . ما اين بخشنامه را بارها با روساي سازمانهاي آموزش و پرورش استانها و نمايندگان مجلس ، مرور كردهايم و همه ميگويند، اين بخشنامه فقط نياز به دادن فرجه بيشتر دارد و با طمأنينه جلو برويد. تا براي آن زمينهسازي شود و ما هم مورد به مورد، نشستهايم و به استانها تفويض اختيار كردهايم كه بخشنامه را به اقتضا، هر جا كه نياز به تجديد نظر دارد، صورت جلسه كرده، تا تجديد نظر كنند، لذا در اين بخشنامه انعطاف پذيري نيز رعايت شده است.
10)متوسط تعداد دانشآموز در 15 هزار مدرسه داراي كمتر از 15 نفر دانشآموز، هشت نفر است كه اين مدارس با معلمان چند پايه اداره ميشوند؛ هدف ما اين بوده كه هر تعداد از اين مدارس را كه ميتوانيم، در قالب يك مدرسه در يك روستاي مركزي تجميع كنيم، تا از اين طريق براي هر كلاس، يك معلم اختصاص داده شود و كيفيت تدريس بالا رود، اما در برخي استانها عنوان كردند كه دلايلي مانند راههاي صعب العبور، اختلافات فرهنگي و قوميتي و همچنين نبود وسايل نقليه مانند مينيبوس، مانع از اجراي اين امر ميشود، ما هم چون بنا را بر پوشش تحصيلي 100 درصدي گذاشتهايم، به استانها گفتيم كه هر جا كه ميتوانيد اين دستورالعمل را اجرا كنيد و انعطاف داشته باشيد.
11)علي احمدي ادامه پرسش خبرنگاران مبني بر اين كه صورت مساله را پاك نكنيد را اين گونه پاسخ داد: خير اين نيست، صورت مساله را پاك نكردهايم .
*
و اینک چند سئوال پیرامون مصاحبه فوق
· نفس برگزاری چنین نشست هائی با رسانه ها و اطلاع رسانی در باره بخشنامه سازماندهی نیروهای انسانی و سایر مشکلات آموزش و پرورش اقدامی پسندیده است اما همانطور که رئیس محترم جمهور با اساتید و صاحب نظران اقتصادی در باب تحول اقتصادی به گفتگو می نشیند بهتر نبود وزیر محترم نیز با دعوت از معلمان و فعالان صنفی نظرات و دیدگاه های ایشان را نیز جویا می شد ؟ و اصولا بهتر نیست تصمیم گیری در باره نیروهای انسانی در وزارتخانه با مشارکت معلمان انجام شود ؟
· هدف ارائه بخشنامه سازماندهی نیروی انسانی ، در بند 1 مصاحبه فقدان توازن نيروي انساني و كسري بودجه به عنوان يكي از آسيبهاي جدي كه آموزش و پرورش را دچار روزمرگي كرده ذکر شده و در بند 2 ضمن ارائه آمار عنوان شده که از سال 76 تا امسال نسبت نيروي انساني به دانشآموز تقريبا دو برابر شده است. حال این سئوالات پیش می آید که :
1) عامل ایجاد این عدم تعادل و توازن ، مدیران تصمیم گیر در ستادهای وزارتخانه اند یا معلمان و کادر اداری مدارس ؟ و در صورتی که جذب این نیروها اقدامی به جا ، منطقی و دوراندیشانه بوده چرا و به چه علت در همان زمان اقدام به جذب بودجه لازم نشده ؟ و اصولا چرا در طول این سالها همواره کمبود نیروی آموزشی مدارس با نیروهای حق التدریس پر شده و برای جبران کمبود نیروی خدماتی در مدارس از نیروهای شرکتی استفاده شده ؟
2) به عنوان یک معلم چگونه می توانم این آمار را بپذیرم در شرایطی که اولاً امار دانش آموزان کلاس هایم در طول 22 سال اخیر همان تعداد ثابت 32 یا 33 نفر است و ثانیاً بجای تعدادکثیری از همکاران بازنشسته نیروی جدیدی جذب نشده ( عدم استخدام استاد کار در هنرستانها و مستخدم و کتابدار و ....).
3) با توجه مجدد به دو مورد فوق نتیجه حاصله همان است که خود وزیر در بند 8 مصاحبه می فرمایند : « ما در شهرهاي بزرگ و كلانشهرها فراوان نيرو داريم واين ميشود كه نيروي مازاد دفترنشين به وجود ميآيد » و همه خوب می دانیم که اکثر این نیروهای مازاد دفترنشين نور چشمی هائی هستند که به توصیه و سفارش های قوی !!! به مرکز منتقل شده اند .
4) ایا بهتر نیست مقام محترم وزارت نگاهی نیز به نیروهای پشت میز نشین ستادی وزارتخانه بیاندازند و ابتدا ایشان را مشمول این سازماندهی کنند که : « تسهيل خروج به طرق قانوني براي متعادل كردن نسبت نيروي انساني به دانشآموز در آموزش و پرورش از اقداماتي است كه براي افزايش قدرت مانور اين دستگاه انجام ميشود » و با این اقدام به جا و منطقی به خواسته خود برسند آنجا که می گویند « ميخواهيم آموزش و پرورش را سبك بال كنيم »
5) در بند 6 مصاحبه فرموده اند : « اگر كسي به هر دليل موجه يا ناموجه، از بودن در آموزش و پرورش نارضايتي نيز دارد، او هم بتواند برود » . نکته این جاست که دلیل موجه نارضایتی از اموزش و پرورش از سوی خیل عظیمی از معلمان بیان می شود که با عشق و صلاحيت حرفهاي به معلمي پرداخته اند . انتخاب مکرر ایشان به عنوان معلم نمونه و دریافت تشویقی از مسئولان مناطق و استانها و موفقیت چشمگیر و در خور توجه گروهی از ایشان در تدریس در مراکز آموزش عالی گواه این مدعاست . آیا وزیر محترم باز هم مدعی هستند که صورت مساله را پاک نمی کنند ؟
6) و نهایتا عطف به بیان این موضوع که : « ايجاد تغيير در هر مجموعهاي به طور اتوماتيك مقاومت در برابر تغيير و اما و اگرهايي دارد، و ما كه حرفهمان مديريت است، ميگوييم، بايد تغيير را مديريت و چالشهاي تغيير را شناسايي و چارهجويي كرد » امید است به این مطلب نیز توجه شود که در طول این سالها چالش اساسی در وزارتخانه بی توجهی عمدی و جدی مسئولان به مقاومت در برابر تغييرات غلط بوده است . آنچه امروز شاهد آنیم دست پخت کسانی است که هیچگاه مصائبی همچون راههاي صعب العبور، اختلافات فرهنگي و قوميتي و همچنين نبود وسايل نقليه مانند مينيبوس را ندیده و نچشیده اند . همواره در اتاقهای ساکت و گرم بر صندلی های نرم تکیه داده اند ، مرغوب ترین زمین ها در بهترین نقاط و حق الزحمه های انجنانی را دریافت کرده اند، در ویلاهای سازمانی وزارت خانه سکنی گزید ه اند و زندگی متفاوت با معلمی داشته اند که حق التدریس آخرین امیدش برای جواب دادن به صاحب خانه و طلبکار و پرداخت اقساط متعدد و هزینه تحصیل فرزندان دانشجوی شان بوده .
آقای احمدی ما نیزبا شما موافقیم که « نياز به تجديد نظر اساسي در حوزه اداره آموزش و پرورش داريم » اما : ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم - تجدید نظر اساسی در اداره آموزش و پرورش زمانی رخ خواهد داد که تصمیم گیران نگاه صادقانه و عادلانه به مشکلات داشته باشند و در غیر این صورت مشمول این آیه شریفه می شوند که : لم تقولون مالا تفعلون .

و او بر سر راهم مشکلاتي قرار داد تا نيرومند شوم.
من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد
و او پيش پايم مسايلي گذاشت تا آنها را حل کنم.
من از خدا خواستم به من ثروت عطا کند
و او به من فکر داد تا براي رفاهم بيش تر تلاش کنم.
من از خدا خواستم به من شهامت دهد
و او خطراتي در زندگيم پديد آورد تا بر آنها غلبه کنم.
من از خدا خواستم به من عشق دهد
و او افراد زجر کشيده اي را نشانم داد تا به آنها محبت کنم.
من از خدا خواستم به من برکت دهد
و خدا به من فرصت هايي داد تا از آنها بهره ببرم.
من هيچ کدام از چيزهايي را که از خدا خواستم، دريافت نکردم
ولي به همه چيزهايي که نياز داشتم، رسيدم.

توضیحات روایط عمومی وزارتخانه پیرامون یک مطلب
توضیحات روایط عمومی وزارتخانه پیرامون یک مطلب
در تاریخ 16 فروردین سال جاری در این وبلاگ مطلبی با نام « کمترین سرمایه گزاری در آموزش و پرورش ایران » به نقل از سایت جزیره دانش درج شده است .
از طرف جناب آقای حسین زاده حسین - مديركل محترم روابط عمومي وزارتخانه ایمیلی برای اینجانب ارسال شده که به همراه پاسخ ارسالی تقدیم می گردد .
***
مسوول محترم وبلاگ فرهنگ نامه 2-2326-156
13-3-87
با سلام
در خصوص مطلب مندرج در آن وبلاگ مبنی بر کمترین سرمایهگذاری آموزش و پرورش ایران مورخ 20/1/87 به استحضار می رساند:
1- خبر مندرج در آن وبلاگ كه به نقل از سايت موسسه آمار يونسكو است آمارهاي مربوط به سال 2004 را منعكس ميكند.
2- تيتر خبر مندرج در آن وبلاگ با محتواي خبر تطابق ندارد و در بدو امر اين شائبه را توليد ميكند كه ايران در ميان ساير كشورهاي جهان، كمترين سرمايهگذاري در آموزش و پرورش را دارد در حالي كه با مراجعه به متن خبر همان وبلاگ، مشخص مي شود چنين برداشتي درست نيست. اگر بخواهيم صرفاً بر اساس متن خبر يونسكو، كشورها را از نظر ميزان سرمايهگذاري در آموزش و پرورش طبقهبندي كنيم به نتيجهگيری زیر میرسیم:
الف- كشورهاي آمريكاي شمالي و اروپاي غربي : 10 درصد جمعيت سن مدرسه جهان را دارند اما نزديك به 50 درصد منابع آموزشي عمومي جهان را در اختيار دارند.
ب- كشورهاي آسياي جنوب شرقي و اقيانوسيه: 29 در صد جمعيت سن مدرسه جهان را دارند ولي 18 درصد منابع آموش عمومي جهان را در اختيار دارند.
ج - كشورهاي حوزه كارائيب و آمريكاي لاتين: 9 در صد جمعيت سن مدرسه را دارند اما 8 درصد منابع آموزش عمومي جهان را در اختيار دارند.
د - كشورهاي غرب وجنوب آسيا ( كه ايران در اين دسته قرار دارد): 28 در صد جمعيت سن مدرسه را دارند اما 7 درصد منابع آموزش عمومي جهان را در اختيار دارند.
ه - كشور آفريقاي كامرون، چاد و ....: 15 درصد جمعيت سن مدرسه جهان را دارند اما فقط 4/2 درصد منابع آموزش عمومي جهان را در اختيار دارند.
3- نگارنده، مقدار متوسط شاخص هزينه هاي دولتي آموزش در 9 كشور جنوب وغرب آسيا را مبنا قرار داده و آن را به تك تك كشورهاي زير مجموعه تعميم داده است.بديهي است تعميم مقدار متوسط به تكتك اجزا يك مجموعه خطا است.
در اين ميان جمهوري اسلامي بيشترين سهم از مخارج آموزش دولتي را دارا بوده ( 8/22 ) و از لحاظ نسبت هزينه آموزش به توليد خالص، در مقام دوم قرار دارد.
4- مقايسه اطلاعات مندرج در جداول فوق نشان ميدهد خبر منتشر شده در وبلاگ فرهنگنامه، صحيح نيست.ولي ملاحظات فراواني در ارتباط با مطالعه تطبيقي شاخص هايي از اين قبيل وجود دارد كه به برخي از آنها اشاره مي شود.سهم هزينه هاي دولتي آموزش از GNP در جمهوري اسلامي ايران 7/4 در صد است كه تقريبا مشابه با سهم كشورهاي توسعه يافته اي از قبيل آلمان ( 6/4 ) و اسپانيا (3/4 ) است ..
بنابراين اگر چه از لحاظ مقدار شاخص، تفاوت زيادي بين كشورهاي فوق وجود ندارد اما بايد در نظر داشت كه توليد ناخالص داخلي كشورهاي پيشرفته، چندين برابر رقم مشابه در ايران است و لذا ميزان منابع در دسترس از بابت سهم از GDP با يكديگر قابل مقايسه نيستند. اختصاص يك سهم 3/4 در صدي از اسپانيا حجم بسيار بيشتري از منابع براي تامين هزينه هاي آموزش و پرورش نسبت به سهم 7/4 درصدي كشور ما ايجاد مي كند.مثال ديگر به سهم آموزش از كل مخارج دولت مربوط مي شود.در اين مورد نيز تفاوت هاي عمده اي وجود دارد.ميزان توسعه آموزش عالي مي تواند در بين كشورهاي مختلف باشد و از سوي ديگر تفاوت در قيمت استفاده از خدمات اموزش عالي در ميان كشورها مي تواند قابليت مقايسه ساده ميان شاخص هاي مذكور را با ترديد روبه رو كند.
علاوه بر اين نرخ هاي متفاوت جمعيت در سن تحصيل در ميان كشورها و نيز تعاريف گوناگوني كه از دوره و سطوح آموزش در ميان آنها وجود دارد و نيز چگونگي گردآوري اطلاعات به ويژه از بابت ميزان دقت آن جملگي بر رعايت جانب احتياط در مقايسه شاخص هايي از اين قبيل تاكيد مي كند.
اندازه متفاوت دولت و حجم وظايف مختلفي كه بر عهده مي گيرد سبب مي شود كه مخارج دولتها فاصله زيادي از يكيديگر داشته باشد و قابليت مقايسه بين المللي سهم آموزش از مخارج دولتي را دشوار سازد. از آنجا كه مقايسه چنين شاخص هايي نهايتا به مبحث كفايت منابع براي آموزش منتهي مي شود، بايد توجه كرد كه كفايت منابع متاثر از ميزان نيازهاي آموزشي است.ميزان نيازهاي آموزشي نيز متاثر از عواملي چون جمعيت و جمعيت در سن تحصيلي، عناصر فرهنگي اجتماعي، مقررات و ... است كه تعيين ميزان ويژه و مشابه از منابع براي تمامي كشورها را دشوار مي سازد.
5- نكته مهم ديگري كه بايد به آن توجه داشت كه در گزارش يونسكو، جمعيت سن مدرسه (SCHOOL - AGE POPULATION ) به عنوان شاخص اصلي ذكر شده كه در خبر وبلاگ فرهنگنامه اين اصطلاح به دانش آموز ترجمه شده، حال آنكه جمعيت سن مدرسه به كساني گفته مي شود كه از نظر سن تقويمي مي توانند وارد مدرسه شوند، ولي ممكن است اين اتفاق عملا نيفتاده باشد.
6- بررسي خبر يونسكو نشان مي هد كه آموزش عالي (education higher ) و دانشگاهها نيز در طبقهبندي مذكور لحاظ شده اند و اين گزارش، مربوط به كل نظام آموشي كشورها (آموزش عمومي، متوسطه وعالي ) است و منحصر به آموزش و پرورش عمومي ومتوسطه نيست.
خواهشمند است به منظور تنویر افکار عمومی اقدام مقتضی نسبت به درج جوابیه فوق در آن وبلاگ اقدام لازم صورت پذیرد.
حسين زادهحسين - مديركل روابط عمومي
***
پاسخ ارسالی :
جناب زاده حسین مدیر کل محترم روابط عمومی
سلام و عرض احترام
اولا سپاس و تشکر از حسن توجه و دقتی که مبذول فرموده اید .
ثانیا مطلب مندرج به نقل از سایت جزیره دانش نقل شده ( که در انتهای موضوع نیز به عنوان منبع ذکر شده )
و ثالثا در همان سایت منبع را گزارش روابط عمومي سازمان پژوهش و برنامهريزي درس ذکر کرده است . پس ایرادات آماری مد نظر حضرتعالی پیش ازین که به موضوع مندرج دراین وبلاگ وارد باشد می بایستی به منابع اماری وزارت متبوع اموزش و پرورش منتقل شود .
ایکاش حضرتعالی و برادران عزیز آن واحد محترم به جهت تنویر افکار همکاران فرهنگی در همه زمینه ها دقت بیشتری داشتید . جسارتا با وجودی که سال تحصیلی آخرین ثانیه های اش را طی می کند هنوز بخشی از ( حق التدریس + حق الزحمه + ..... ) مکررا وعده داده شده همکاران پرداخت نشده است .
و این در شرایطی است که از بقال و چقال تا راننده تاکسی همه و همه مدعی بهبود وضع معیشت همکاران و دریافت مطالبات ایشان هستند .
قانون خدمات مدیریت کشوری و وعده های داده شده در جهت بهبود اوضاع معیشتی که ظاهرا به رحمت ایزدی پیوست .
انشالله ما و شما خود را در محضر خدائی ببینیم که هر چه هست ازوست و قدرت های دو روزه دنیا در مقابل اراده و خواست او هیچ است و پوچ .
منتظر ارشادات و اظهار نظرهای برادرانه تان خواهم بود .
من الله توفبق

249 مدرسه استيجاري در تهران
سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصيلي 87 ـ 86، داراي 31703 اتاق كلاس در قالب 2925 ساختمان است.
سازمان آموزش و پرورش شهر تهران داراي :
· 2355 ساختمان دولتي
· 283 ساختمان استيجاري
· 207 ساختمان وقفي واگذاري و
· 81 ساختمان نيز ساير موارد است.
و در شهر تهران:
· 2101 مدرسه دولتي
· 249 مدرسه استيجاري و
· 197 مدرسه وقفي واگذاري است.
بيشترين ساختمانهاي استيجاري با :
· 36 ساختمان در منطقه 10
· 33 ساختمان در منطقه 11 و
· 30 ساختمان در منطقه 4 است.
· ضمن اينكه مناطق 18 و 19 نيز كمترين ساختمانهاي استيجاري را دارا هستند.
در شهر تهران:
· 811 دبستان
· 502 مدرسه دوره راهنمايي
· 646 مدرسه دوره متوسطه
· 72 پيشدانشگاهي
· 70 كودكستان
· 184 ساختمان اداري و 70
· مدرسه استثنايي، دولتي هستند.
مدارس و ساختمان های استيجاري:
· 128 دبستان
· 64 مدرسه دوره راهنمايي
· 46 مدرسه دوره متوسطه
· 13 پيشدانشگاهي
· 13 كودكستان
· 11 ساختمان اداري
· 8 مدرسه استثنايي
مدارس و ساختمان های وقفي واگذاري:
· 95 دبستان
· 49 مدرسه دوره راهنمايي
· 40 مدرسه دوره متوسطه
· 8 پيشدانشگاهي
· 3 كودكستان
· 7 ساختمان اداري و
· 5 مدرسه استثنايي
منبع : عصر ایران 24 خرداد

کدامیک خائن اند ؟
در طول سالهای خدمت بارها و بارها شنیده ایم که : تاخیر و یا غیبت یک معلم علاوه بر ایجاد بی نظمی در محیط مدرسه ، خیانت در حق دانش آموزان است . برخی مدیران و مسئولین را نیز دیده ایم که در صورت تاخیر 10 دقیقه ای یک معلم ضمن اعتراض جدی و برخوردهای تند ( که گاه در حضور دانش آموزان انجام می شود ) تعداد دانش آموزان مثلا 35 نفر را در تاخیر 10 دقیقه ای ضرب کرده و بعد می فرمایند شما امروز 350 دقیقه در حق دانش آموزان خیانت کردی و ............ .
حال به متن خلاصه شده خبری از سایت نواندیش توجه کنید که نطق نماینده تفت و میبد در مجلس است :
· چگونه ممكن است مجلس كه مدعي نظارت بر همه دستگاهها در جهت اصلاح آنهاست، خود مورد هيچگونه نظارتي نباشد؟ آيا تعجبآور نيست كه بالاترين جايگاه نظام، تحت نظارت جمعي از فقهاي عادل، در مجلس خبرگان قرار گيرد ولي بر نماينده مجلس، هيچگونه نظارت قانونمندي وجود نداشته باشد؟
· فقدان نظم و انضباط ، يكي از مشكلاتي است كه مجلس را به شدت تضعيف كرده است، اين مشكل حتي در مجلس هفتم كه آمده بود تا اين عيب را برطرف كند، به نحو خجالتآوري وجود داشت.
· در 44 ماه از آن دوره، مجموعا 3265 مورد غيبت و 6664 تاخير ديده ميشود كه موجب 114 ساعت تاخير در شروع جلسات شد كه طبق محاسبه، خسارت ناشي از آن بالغ بر 206 ميليارد تومان شد.
· مجلسي كه برای بعضي كارهاي جزيي همانند تغيير ساعت (به دليل خسارت به بيتالمال) دقت زيادي صرف ميكند ، آيا زشت نيست كه خود چند برابر خسارت بزند؟
· اگر غيبتها و تاخيرهايي كه به عنوان مرخصي تلقي شده اضافه كنيم، وضعيت وحشتناكتر نيز ميشود.
· نمايندهاي كه وظيفه وكالت مردم را به عهده گرفته است چرا گاهي بعضي مسئوليت و مشغوليتهاي ديگر به عهده ميگيرد؟ چرا بايد به تدريس يا تحصيل مشغول باشد؟
· چرا بعضي نمايندهها در طي 4 سال مداركي ميگيرند كه اگر وكيل نبودند، گاهي بايد چند برابر آن وقت صرف ميكردند تا آن مدرك را بگيرند.
+++++++
و اینها در شرایطی است که :
1. بسیاری از پروژه های حیاتی کشور بدلیل نبود بوجه سالها و سالها در انتظار می ماند .
2. پاسخ همیشگی ارائه شده به درخواستها و اعتراضات اقشار مختلف جامعه (معلمان - کارگران – پرستاران و ..... ) فقدان بودجه است .
3. این مبلغ معادل با سرانه (تا کنون پرداخت نشده) چندین هزار مدرسه در سطح کشور است .
